شگفتی های قرآن

یك مؤلف هر قدر هم كه توانا باشد هر گز نمی تواند د رذهن خود حروف و اعدادی به اندازه معین بگیرد سپس از آنها مقالات و یا كتابی بنویسد كه همچون قرآن حتی شماره ها و حروف و كلمات آن نیز به اندازه و شمرده شده در آید مثلاً حروف مقطعه “الم“ به ترتیب “الف“ بعد “ لام“ و سپس “میم“ از دیگر حروف در سوره های مربوطه بیشتر باشد. از طرف دیگر تعداد حروف مقطعه 14 حرف باشد یعنی درست نصف تعداد حروف الفبای عربی. اگر مشاهده كردیم انسانی در مدت 23 سال با آن همه گرفتاری ؛ سخنانی آورد كه نه تنها مضامین آنها حساب شده و از نظر لفظ و معنی و محتوا در عالیترین صورت ممكن بود ؛ بلكه از نسبت ریاضی و عددی حروف چنان دقیق و حساب شده بود كه نسبت هر یك از حروف الفبا در هریك از سخنان او یك نسبت دقیق ریاضی دارد. آیا نمی فهمیم كه كلام او از علم بی پایان پروردگار سرچشمه گرفته است؟
رسم الخط اصلی قرآن را حفظ كنید. تمام محاسبات فوق در صورتی صحیح خواهد بود كه به رسم الخط اصلی و قدیمی قرآن دست نزنیم مثلاً اسحق و زكوه و صلواه را به همین صورت بنویسیم نه بصورت اسحاق و زكات و صلاه . در غیر اینصورت محاسبات ما بهم خواهد ریخت.
عدم تحریف قرآن. در قران مجید حتی كلمه و حرفی كم و زیاد نشده و الا بطور مسلم محاسبات كنونی روی قرآن فعلی صحیح از آب در نمی آمد و كلمات و حروف حساب شده نظام كنونی حروف قرآن را بكلی به هم می ریخت. پس این نشانه دیگری بر عدم كوچكترین تحریف در قرآن مجید است.
حال فرموده پیامبر اسلام را یاد آوری می كنم كه فرمود:
عجائب و شگفتیهای قرآن پایان ناپذیر است و قرآن ظاهرش خوشایند و باطنش عمیق است. عجائبش را نمی توان شمرد و غرائبش هرگز كهنه نشود مؤمن هرگاه قرآن بخواند بوی عطر مانندی از دهانش خارج شود امیدوارم خوانندگان گرامی در انجام وظیفه دینی و كتب ثواب اخروی و خشنودی پروردگار ، تاجایی كه می توانند این معجزه را نشر و گسترش دهند تا اعجاز قرآن بیش از پیش روشن گشته و این كتاب شریف و گرانقدر از مظلومیت خارج و قانون زندگی واقعی گردد.
در پایان با تمام وجود و با فریادی بلند به امت اسلامی می گویم ای ملت اسلامی قرآن را بخوانید و عمل كنید كه سعادت بشر در آن نهفته است.
یا دلیل المتحیرین

قرآن و علم
نظرات علمی در مورد عالم، زمین ، دریا و ماده:

پیدایش جهان(فصلت/11)، انبساط و گسترش عالم (ذاریات /47)، اتحاد ویگانگی جهان و وجود آب در هر موجود زنده(انبیاء/30)،حركت هموار ومناسب زمین(ملك/15) و (نمل/88)، حركت زمین به دور خود (فرقان/46-45)، مسطح نبودن زمین(رحمن/17)،بیضی شكل بودن تقریبی زمین(نازعات/30)،(اعراف/137) و(شمس/6)، ناقص شدن كره ی زمین در هر دو قطب(رعد/41)، كوهها عامل استحكام پوست زمین (نبأ/7) ، قوه ی جاذبه (رعد/ 2) و (لقمان/10)، پیدایش دریا (مؤمنون/18)، دریای شور وشیرین(فاطر/12)، دریا گهواره ی زندگی (نور/45)، زوجیت یا وجود بارهای مثبت ومنفی در هر چیز(یس/36)،(ذاریات/49)و (رعد/3)،نظریه ی نسبیت (حج/47) (سجده/5) و(معارج/4)، اشاره به كوچكتر از ذره و در حقیقت مواد سازنده ی اتم(یونس/61)و (سبأ/3)، و...

ادامه نوشته

خورپنداری و مثبت اندیشی

مفهوم خود یا خویشتن پنداری، یعنی اعتقاد فرد به این که " من که هستم."

هر گونه تفکر منفی یا خنثی در رابطه با خود موجب پایین آمدن عملکرد شخص می گردد. واقعیت این است که اکثریت افراد جامعه دارای ضریب هوشی متوسط هستند به جز سه درصدی که هوش بالا داشته و سه درصد دیگری که ضریب هوشی پایینی دارند؛ خب این گروه 96 درصدی به مدارس معمولی راه پیدا کرده بدون مشکل می توانند تحصیلات خود را به پایان برسانند.
اکثریت افراد جامعه دارای ظاهری معمولی هستند، یعنی زیبایی چشم گیر و خیره کننده ای ندارند اما در حد معمول از یک زیبایی نسبی برخوردارند.
تقریباً در همه ی خانه ها افراد یک سری مشکلات دارند، هر یک به نوبه ی خود، خانه ی بی مشکل و دل بی درد نمی توان یافت؛ منتها مشکلات هر کس خاص خود اوست از شخصی به شخص دیگر متفاوت.
حتی افراد مرفه جامعه که از نظر بسیاری از افراد دغدغه ی مالی ندارند نیز درگیری های مالی خاص خود را دارند که دیگران از آن بی خبر هستند.
این ها چند نمونه ی کوچک بود برای این که بیان شود اکثریت افراد جامعه در یک سطح هستند اما در این میان برخی افراد خود را باور نداشته به قول معروف مرغ همسایه را غاز می بینند و همیشه گلایمند هستند از این که: من درس را نمی فهمم، من زیبا نیستم، من توسط والدینم درک نمی شوم، فقط اگر کمی پولدارتر بودم، اگر آن موقع ازدواج نکرده بودم، اگر ازدواج کرده بودم و ...
این تصورات نتیجه ی سبک زندگی ما، برخورد اطرافیان و باورهای غلط خود ماست؛ گاهی بی اطلاعی از جزئیات زندگی دیگران موجب می گردد همیشه تصور کنیم دیگری از ما خوشبخت تر است اما مثلاً مشاور و روانشناسی که به واسطه ی شغل خود از این جزییات مطلع می گردد گاهی جملات مشابهی را از زبان بسیاری از اشخاص می شنود که نشان می دهد شخص تصور می کند این زندگی و این مشکل صرفاً خاص اوست.
به همین دلیل باید خود را باور داشت؛ باید باور کنیم در عین حال که زندگی ما شبیه زندگی غالب مردم جامعه است اما در نوع خود خاص و بی نظیر می باشد. ما توانایی های خاص خود را داریم و مشکلات خاص خود را؛ وجود هر مشکلی در زندگی نشان دهنده ی وجود توانایی خاصی در ماست.
پس بیهوده آرزو نکنیم جای دیگری باشیم فقط کافی ست خود را باور داشته باشیم. این که ما در نوع خود بی نظیر و بی همتاییم، با توانایی هایی منحصر به فرد و خانواده ای عالی من جزیی از همه ی نیکی ها هستم و نیکی پیروز می شود

داستان ضربت خوردن امام علی علیه السلام:

در صبح این روز(سنه40هجری) حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام را ضربت زدند (مسارالشیعه ،ص25.) و مجمل واقعه آن که در سال چهلم گروهی از خوارج در مکه جمع شدند و مذاکره نهروان کردند و بر کشتگان نهروان بگریستند و سه نفر با هم معاهده کردند که یک شب امیرالمؤمنین علیه السلام و عمروعاص و معاویه را بکشند.

ابن ملجم لعنت الله کشتن علی علیه السلام را بر ذمت نهاد و وارد کوفه شد و قطام بنت اخضر را ملاقات کرد و آن زنی بود از خوارج که امیرالمؤمنین پدر و برادر او را در نهروان کشته بود ابن ملجم از او خواستگاری نمود، قطام گفت مهر من سه هزار درهم است با غلام و کنیزی و کشتن علی بن ابی طالب علیه السلام.

ابن ملجم لعنت الله گفت: چگونه علی علیه السلام را بکشم؟ گفت: غفلتاً او را می کشی و وردان بن مجالد را که از قبیله خودش بود، برای یاری ابن ملجم طلبید و ابن ملجم نیز شبیب بن بجره خارجی را همدست کرد و در انتظار بودند تا شب نوزدهم ماه رمضان رسید. در آن شب قطام در مسجد خیمه زده بود و مشغول اعتکاف بود. آن سه ملعون به عزیمت قتل علی علیه السلام به مسجد آمدند قطام بافته ای چند از حریر بر کمر ایشان بست و شمشیرهای به زهرآب داده را به ایشان داد تاحمایل کردند و بیامدند به نزدیک آن دری که امیرالمؤمنین از آن وارد مسجد می شد، نشستند و کسی از راز ایشان باخبر نبود، جز اشعت بن قیس که او نیز با ایشان متفق بود و به یاری ایشان آمده بود. همین که وقت صبح حضرت امیرعلیه السلام داخل مسجد شد و صدای نازنینش بلند شد به : ( یا أیها الناس الصلوه)، که ابن ملجم و همراهانش شمشیرها را کشیدند و بر آن حضرت حمله کردند و گفتند:( الحکم الله لا لک یا علی) شمشیر شبیب خطا کرد و شمشیر ابن ملجم بر فرق همایون آن حضرت جا کرد و شکافت و خون جاری شد و محاسن شریفش که در عزای پیامبرصلی الله خضاب نشده بود، به خون خضاب شد و واقع شد آنچه خدا و رسول صلی الله به آن خبر داده بود و امیرالمؤمنین علیه السلام در انتظار آن بود و آسوده شد، آن جناب از صدمات دنیا و از غدر و مکر معاویه و عمروعاص و ازبی وفایی کوفیان غدار.

در کامل بهایی است که چون خبر قتل علی علیه السلام به معاویه رسید جاریه مغنیه را گفت کهتغنی کن که امروز چشمم روشن شده، گفت : چه خبر خوش است، می گویند که امیرالمؤمنین کشته شد، جاریه گفت بعد از این غنا نگویم، معاویه گفت تا او رابسیار زدند، گفت دست از من بردارید پس اشعاری در مرثیه حضرت بگفت: عمودی در پیش معاویه بود بر سر آن مؤمنه زد تا شهید شد رحمة الله تعالی عنها   

شب قدر

 

همراه با معصومان در شب قدر:

شب قدر در فرهنگ قرآن و آیات و روایات از جایگاه بس عظیمی برخوردار است تا آنجا که شب قدر در قرآن برابر با هزار ماه دانسته شده و شب نزول قران و شب تعیین تقدیرات یکسال و شب مبارک معرفی شده است و در روایات هم تعبیرات زیبایی از شب قدر آمده است ، همچون شب بخشیده شدن گناهان و اینکه هر کس در آن شب بخشیده نشود مورد نفرین خداوند واقع می شود و پیامبر اکرم صلی الله فرمودند: هر کس از شب قدر محروم گردد، از تمام خیرات بی نصیب شده است البته اذعان داریم که همه حالات معصومین علیه السلام در این شب باعظمت و با ارتباطی که با عالم بالا و ملکوت دارند، نه قابل درک و فهم غیر معصومین است و نه در تاریخ انعکاس یافته است.

عبادت و شب زنده داری: از اعمالی که در طول سال مخصوصاً شب های مبارک ماه رمضان و علی الخصوص در شب های قدر بدان سفارش اکید شده است، احیا و شب زنده داری است. پیامبر صلی الله فرمود: کسی که شب قدر را زنده بدارد، عذاب تا سال آینده از او روی گرداند.و معصومان علیه السلام همه این سنت حسنه را پاس و گرامی می داشتند و از آن بهره می بردند:

1-    پیامبر اکرم صلی الله: نه تنها در شب قدر بیدار بودند، بلکه دهه سوم ماه مبارک رمضان کاملا بستر خواب را جمع می کردند و به عبادت می پرداختند. حضرت علی علیه السلام در این باره فرمودند: رسول خدا صلی الله این چنین بود که رخت خواب خویش جمع می کرد و کمربند را در دهه آخر ماه مبارک رمضان محگم می بست و همیشه اینگونه بود اهل و عیالش را در شب بیست و سوم بیدار نگه می داشت و بر روی خواب رفتگان آب می پاشید.

ادامه نوشته

جنگ بدر:

در روز جمعه در سال دوم هجرت جنگ بدر کبری به وقوع پیوست. مسلمانان 313 نفر و تعداد شهدای آنان 9تا14 نفر و تعداد کفار 950 نفر بود. مقتولین کفار 70 نفر بودند و 70 نفر را هم مسلمانان اسیر گرفتند. 35نفر از 70 نفر کشته های کفاربه دست امیرالمؤمنین علی علیه السلام به قتل رسیدند. در این جنگ ابوجهل نیز کشته شد. ابوجهل هشام بن مغیره مخزومی از دشمنان سرسخت پیامبر صلی الله بود. او با اینکه نامش هشام بود اما از فرط بدجنسی و زشت سیرتی به ابی جهل مکنی شد. ابوجهل کسی بود که در مکه آزار و اذیت بسیار به پیامبر نمود. بچه دان شتر بر سر مبارک حضرت ریخت خاکستر و خاک بر سر مبارک حضرت ریخت ،سنگ به دندان مبارکش زد، نسبت کذب و جنون به آن حضرت داد، مادر عمار یاسر جناب سمیه را بعد از شکنجه بسیار با نیزه ای که به ران او زد شهید کرد.

در جنگ بدر دو برادر انصاری (معاذ و معوذ) به خاطر سابقه ای که از او در اذیت پیامبر صلی الله شنیده بودند تصمیم به کشتن او گرفتند به هر صورت او را ضربه هایی زدند و یکی از دو برادر دستش قطع شد و به پوست آویزان گردید، ولی چون دید دستش مزاحم جنگ با ابوجهل و هواداران اوست زیر پاهایش گذاشت و دفعتاً آن را از بدنش جدا کرد و سپس ابوجهل را نقش زمین کردند. بعد از جنگ پیامبر صلی الله فرمودند:کسی خبر از ابوجهل بیاورد، عبدالله بن مسعود رفت و پا روی سینه او گذاشت، ابو جهل به هوش آمد و گفت:بر جای بلندی پا نهاده ای، کاش قاتل من یک دهقان زاده نبود عبد الله بن مسعود سر او را از بدن جدا کرد و نزد پیامبر صلی الله آورد و جلوی پای آن حضرت انداخت ، پیامبر شکر الهی به جا آورد و خداوند نصرت خود را بر پیامبر نازل نمود و آن حضرت فرمود: امروز روز عید است و باید شکر خدا را برای نعمتی که به اهل ایمان عطا فرمود به جای آورد.

معراج پیامبر صلی الله علیه وآله:

معراج پیامبر از جمله ضروریات اسلام است و از آیات کریمه و احادیث متواتره ثابت شده است که خداوند متعال حضرت رسول صلی الله را در یک شب از مکه معظمه تا مسجدالاقصی و از آنجا تا آسمانها و تا سدرة المنتهی و عرش اعلی برد و عجایب آفرینش آسمانها را به آن حضرت نمایاند و رازهای نهانی و معارف نامتناهی را به آن حضرت القا فرمود و آن حضرت در بیت المعمور تحت عرش به عبادت حق تعالی قیام فرمود و با انبیائ ملاقات نمود و داخل بهشت شد و منازل اهل بهشت و اعمال کسانی را که در عذاب بودند مشاهده کرد. 

                                                                                                                                              احادیث متواتر درباره عروج آن حضرت به بدن بوده نه روح و در بیداری بوده نه خواب، در تعیین روز معراج چنین گفته شده:17 ماه رمضان سال12 قبل از هجرت ،17 ربیع الاول قبل از هجرت، 17رمضان 5سال قبل از بعثت،27 ماه رمضان،21ماه رمضان.                                                                   

درباره مکانی که آغاز حرکت پیامبر به سوی معراج بوده نیز چندین قول است:از منزل خدیجه علیها سلام ، از منزل ام هانی خواهر امیرالمؤمنین علیه السلام، از شعب ابی طالب علیه السلام                                     

امام صادق علیه السلام فرمودند: حق تعالی حضرت رسول صلی الله را صد و بیست و چهار مرتبه به آسمان برد و در هر مرتبه به آن حضرت درباره ولایت و امامت امیرالمؤمنین و دیگر ائمه علیه السلام زیاده از دیگر فرایض تأکید و توصیه نمود.

میلاد امام حسن آغاز هفته اطعام نیازمندان

 

فرخنده میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام شب نیمه ماه رمضان سال سوم هجری دومین امام شیعیان حضرت ابوالحسن بن علی بن ابی طالب علیه السلام در شهر مدینه به دنیا آمد. القاب آن حضرت: سید ، سبط ، امین ، حجت ، بر، نقی ، زکی، مجتبی، زاهد(منتهی الامال ج1ص219-220) در روز هفتم ولادت آن حضرت مادرش فاطمة الزهرا سلام الله علیها آن مولود مبارک را در پارچه حریری که جبرئیل علیه السلام آن را برای پیابر صلی الله از بهشت آورده بود پیچید و خدمت رسول گرامی اسلام صلی الله برد و آن حضرت نام مبارکش را حسن نهاد و گوسفندی برای حضرتشعقیقه نمود (ارشادج2 ص، 5 فیض العلام ص34 ، بحار الانوار: ج34 ص150 ، ج95 ص 192 )

اعزام جناب مسلم بن عقیل از سوی امام حسین علیه السلام به کوفه در همین روز بود.

هدفهای امام حسن علیه السلام از صلح با معاویه:

امام مجتبی علیه السلام می کوشید هدف های عالی خود را تا آنجا که مقدور است، به طور نسبی تأمین کند. از این رو هنگامی که ناگزیر شد با معاویه کنار آید، طبق ماده ی اول با این شرط حکومت را به وی واگذار کرد که  در اداره امور جامعه اسلامی تنها بر اساس قوانین قرآن و روش پیامبر صلی الله عمل نماید. به علاوه طبق ماده ی دوم پس از مرگ معاویه حسن بن علی علیه السلام می توانست آزادانه رهبریجامعه اسلامی را بدست بگیرد و با توجه به اینکه معاویه حدود سی سال از او بزرگتر بود و در آن ایام دوران پیری را می گذرانید و طبق شرایط عادی امید این می رفت که عمر وی چندان طول نکشد روشن می گردد که این شرط روی محاسبات عادی تا چه حد به نفع اسلام و مسلمانان بود.

بقیه موارد پیمان بسیا ر مهم و حائز اهمیت بود، زیرا در شرایطی که امیرمؤمنان در نماز جمعه و در حال نماز با کمال بی پروایی سبّ و شتم قرارگرفت و این کار به صورت یک بدعت ریشه دار در آمده بود و شیعیان و دوستداران آن حضرت و افراد خاندان پیامبر صلی الله همه جا مورد تعقیب و در معرض تهدید و شکنجه قرار می گرفتند، ارزش گرفتن چنین تعهدی از معاویه غیر قابل انکار بود.اجتماع در کوفه: پس از انعقاد پیمان صلح ، طرفین همراه قوای خود وارد کوفه شدند و در مسجد بزرگ این شهر گرد آمدند مردم انتظار داشتند مواد پیمان طی سخنرانی هایی  از ناحیه رهبران دو طرف، در حضور مردم تأیید شود تا جای هیچ گونه شک و تر دیدی در اجرای آن باقی نماند. این انتظار بی جا نبود؛ ایراد سخنرانی جزء برمانه ی صلح بود ،لذا معاویه بر فراز منبر نشست و خطبه ای خواند؛ ولی نه تنها در مورد پای بندی به شرایط تأکیدی نکرد، بلکه با طعنه همراه با تحقیر چنین گفت: (من به خاطر این با شما نجنگیدم که نمازو حج به جا بیاورید و زکات بپردازید! چون می دانم که اینها را انجام می دهید، بلکه برای این با شما جنگیدم که شما را مطیع خود سازم و بر شما حکومت کنم) آنگاه گفت: (آگاه باشید که هر شرط و پیمانی با حسن بن علی علیه السلام بسته ام زیر پاهای من است و هیچ گونه ارزشی ندارد. ابو الفرح می گوید:معاویه این خطبه را پیش از ورود به کوفه ایراد کرد. بدین ترتیب معاویه تمام تعهدات خود را زیر پا گذاشت و آشکارا پیمان صلح ار نقض کرد.اگر امام مجتبی صلح کرد نه برای این بود که از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند، بلکه برای این بود که مبارزه را در سطح دیگری شروع کند. اتفاقاً حوادثی که پس از انعقاد پیمان به وقوع پیوست به این مطلب کمک کرد و عراقیان را سخت تکان داد.

ادامه نوشته

شهادت مختار ابی عبید ثقفی

در چنین روزی مختار بن ابی عبید ثقفیبه شهادت رسید مزار او کنار مرقد حضرت مسلم علیه السلام در انتهای مسجد کوفه است.{ تتمه المنتهی ص91-92 . الوقایع و الحوادث: ج1 ،ص157 . فیض العلام: ص23. بحارالانوار: ج45 ، ص368. مستدرک سفینه البحار: ج5 ، ص215}

مصعب بعد از به شهادت رساندن مختار، دستور دادهمسر او را دستگیر کنند. او زنی مؤمنه به نام عمره دختر نعمان بن بشیر انصاری بود. مصعب گفت:برائت بجوی از شوهرت، او گفت: چگونه برائت بجویمم از کسی که روزها روزه وشب ها به دعا مشغول بود و خون خود را برای پیامبرصلی الله نثار کرد و خونخواهی فرزند پیامبر را نمود؟ مصعب در حالی که شمشیرش را از غلاف بیرون کشیده بود، گفت : پس تو را به شوهرت ملحق می کنم همسر مختار جواب داد: پس از این مرگ بهشت است به خدا قسم هیچ چیزی را بر محبتم به علی بن ابی طالب علیه السلام ترجیح نمی دهم. در گرمای هوا در صحرایی بین حیره و کوفه دست و پای او را بستند و گردن او را زدند. این زن مؤمنه اولین زن شهیدی است که در محبت امیرالمؤمنین با شکنجه کشته شد.{المختارالثقفی:ص40}

اهمیت جنگ و پیکار با دشمن:

پیامبر صلی الله علیه وآله در بیماری فوتشان فرمودند: و هر کس که زندگیش به جهاد در راه خدا تمام شود ولو آنکه امقدار آن به اندازه یک باردوشیدن شیر، از ناقه (بچه شتر) باشد یعنی مدت آن خیلی کم باشد داخل بهشت می شود. بهشت زیر سایه سلاح هاست. بلند ترین نقطه اسلام و اوج آن جهاد در راه خداست که فقط بهترین بندگان به آن می رسند.

امام علی علیه السلام فرمودند:جهاد بزرگترین پاداش است. پیش ازآمدن بلا دعا کنید که درهای آسمان در شش جا گشوده است:1- به هنگام بارش باران 2- به وقت جهاد 3-هنگام بانگ نماز 4- هنگام خواندن قرآن 5- هنگام نیم روز(ظهر)6- هنگام سپیده دم

امام صادق علیه السلام: برترین چیز بعد از واجبات یومیه جهاد است. اصل اسلام نماز است و فرع آن زکات و قله ی آن جهاد در راه خداست.

نگاهی به ویزگی رفتاری اولین بانوی مسلمان نسبت به پیامبر(ص)

دهم رمضان(سال ده بعثت) نقطه پایان بر25 سال همراهی خدیجه، بانوی آسمانی با رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم بود؛ بانویی مبارکه ، راضیه ، مرضیه ، زکیه ، صدیقه ، کبری، شامخه ، فاضله ،کامله و عفیفه که 55 سال قبل از بعثت چشم به جهان گشوده و از سال 15 قبل از بعثت (دهم ربیع الاول در کنار برگزیده الهی قرار گرفته بود و سرانجام بهد از قریب 25سال همراهی و همگامی در 65سالگی چشم از جهان فرو بست و رسول گرامی را در فراقی جانسوز تنها گذاشت. این واقعه دردناک که به فاصله اندکی از وفات ابوطالب علیه السلام روی داد، چنان پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله و سلم را متأثر کرد که آن سال را (عام الحزن) نامید. به نقل علامه مجلسی بعد از این واقعه خانه نشین شده و کمتر از خانه بیرون می رفت.

ویژگی های رفتاری حضرت خدیجه علیه السلام نسبت به پیامبر صلی الله علیه و آله :

1-    نگرش ارزشی: خدیجه علیها سلام این نوع نگرش خود را هنگام ابراز تمایل به ازدواج ،اینگونه به پیامبر مطرح می کرد:(ای پسرعمو به خاطر خویشاوندی، شرافت تو در بین مردم، امانت داری، خوش خلقی و راستگوییت به تو تمایل پیدا کردم)(سیره نبوی ابن هشام ج1 ؛ تاریخ طبری ج1 ، ص521 )

2-      احترام به شخصیت پیامبر:جلوه ای عالی از این رفتار را می توان در ماجرای عروسی آن دو سراغ گرفت .آن گاه که مراسم عقد و جشن پایان گرفته بود و پیامبر می خواست به خانه عمویش ابوطالب برگردد، ملکه بطحا، بانوی قریش که اینک همسر او شده بود، اینگونه او را مخاطب قرار می دهد:(به خانهن خودتان وارد شوید، خانه من خانه شماست و من کنیز شما هستم)(بهارالانوار،ج1،ص4).

ادامه نوشته

بایدهای خبر رسانی

۱- توجه به تطهیر نفس و طهارت روح مخاطبان 

۲-    بیان حقایق و واقعیت ها در حد مقدور

3-    تواضع و خشوع در گفتار و کردار

4-    تشویق و بیان نوآوری های نسل جوان و یا مجربان خردمند

5-    ایجاد امید و نوید

6-    ایجاد و تقویت شهامت و شجاعت

7-    رعایت عفت عمومی

8-    تربیت و رشد مخاطبان

9-    افشای توطئه های دشمنان داخلی و خارجی

10-  رعایت بیت المال و حق الناس

11-  ایجاد آرامش و اطمینان

12-  مداوای امراض روحی و روانی فرد و جامعه

13-  احیای امور فطری

14-  کم گویی، مفید بودن و زیبا بیان داشتن

15-  معرفی الگوها و اسوه های اخلاقی، اجتماعی و سیاسی

راهبردهای مقام معظم رهبری درباره چگونگی برخورد با بی حجابی

 

                                                                                      

اما این‌که شما مى‌گویید «ما چگونه برخورد کنیم؟» ببینید؛ شما با تبلیغات کار کنید. یعنى همان حربه‌اى را که افراد مورد نظر شما براى سست کردن اعتقاد به حجاب به کار مى‌برند، شما هم به کار ببرید. یعنى شما درباره‌ى حجاب بنشینید واقعاً تحقیق کنید، فکر کنید، از لحاظ دینى هم مثلاً درباره‌اش بحث کنید، یا از بحثهایى که شده استفاده کنید. از لحاظ اجتماعى هم روى همین مسأله‌ى کیفیّت حجاب تکیه کنید؛ به ترویج دیدگاه خودتان بپردازید؛ آن چیزى که به نظرتان درست است، آن را بگویید؛ این دغدغه را هم که اینها مى‌آیند تمایل به حجاب را در دلِ مردم از بین مى‌برند، نداشته باشید؛ حجاب از بین نمى‌رود. البته اگر قدرتى مثل قدرت رضاخانى بالاى سرش باشد، یا آن طور که شنیدم در بعضى از کشورها مثل تونس کسى حق ندارد در خیابان با حجاب باشد و اصلاً حقوق بشر هم در این‌جا دیگر مطرح نیست که چرا مردم را مجبور کردید بى‌حجاب باشند - کسانى که مسؤول این چیزها هستند، همین‌طور تماشا مى‌کنند و حرفى هم نمى‌زنند! - بالاخره همان کشف حجاب دوران رضاخانى پیش مى‌آید؛ اما به مجرّد آن‌که این زور برداشته شود، مردم به سمت حجاب برمى‌گردند.

ادامه نوشته

مهارت های زندگی در زمان غیبت

 

        

اگر بتوانیم مهارت های زندگی در دوران غیبت امام  مهدب را فرا بگیریم و بر مدار حق حرکت کنیم، فیض صد چندان نصیبمان خواهد شد،مهارت هایی همچون دین شناسی که با حرکتی آگاهانه و همراه با اندیشه و برتری در باورداشت دینی و محصولات معنوی شکل می گیرد و در گام دیگر، مهارت در شناخت امام است که اگر این مهارت نباشد، هرگمان درجاهلیت خواهد بود. از دیگر مهارت ها ، پایبندی به اصل تولی و تبرا است.تولا و دوستی خاندان عترت و تبرا و دوری جستن از دشمنان آنان، از مهارت های زندگی در دوران غیبت مولا مهدی (عج) است. مهارت درپیشه کردن صبرو پایداری، درراه رسیدن به آرمان های بلند انسانی و الهی و ثابت قدم بودن در عاشقی، که البته اجربسیاری در آن نهفته است.

دلا در عاشقی ثابت قدم باش                    که در این ره نباشد کار بی اجر

عدالت پیشگی نیز یکی دیگر از مهارت هاست که در آراستگی به آن، دقت و درستی لازم است. به تعبیر شاعر:

اندر این روزگار بد عهدی                         چیست خبر عدل هدیه مهدی

ادامه نوشته

مفاهیم دعاهای ماه رمضان

  

             

     ادعیه اسلامی دریایی از معارف بلند است که از زبان معصومین در این قالب بیان شده است

 ۱- آمرزش خواهی

ماه رمضان طبق روایات بسیار و ادعیه ماه آمرزش و مغفرت الهی است. به تناسب همین معنا بخش عمده ای از خواسته های ما در دعاها طلب آمرزش از درگاه خداوند است و این که از گناهان درگذرد و مبادا که این ماه سپری شود و هم چنان بار کناهان نابخشوده بر گردن ما سنگینی کند

۲- حج و زیارت خانه خدا

انجام حج و اعمال و مناسک آن و تنظیم شعائر زمینه ای برای شمول مغفرت الهی است. در دعاهای متعدد این ماه توفیق زیارت خانه خدا و حرم مطهر حضرت سول اکرم صلی الله و علیه و آله و سلم خواسته شده است و چون شب های قدر طبق خواسته ها و مشیت الهی شب های تعیین سرنوشت و مقدرات است با اصرار از خدا خواسته شده که در مقدرات حتمی این ماه ناممان را جزء زائران بیت الله الحرام ثبت کند.

در دعاهای هر شب است:(...و أن تجعل لی فی عامی هذا إلی بیتک الحرام سبیلا حجه مبروره...)

و س از دعای افتتاح:(..أن تکتبنی من حجاج بیتک الحرام المبرور حجهم...)

۳- شهادت طلبی

از ارزش های مهم مکتبی شهادت طلبی و کشته شدن در راه خداست. امیرالمؤمنین علی علیه السلام هم سالها در انتظار فوز شهادت بود شهادت طلبی مرحله ی والای وارستگی از تعلقات دنیوی و دلبستگی به آخرت است.

در اعمال مشترکه ماه رمضان از جمله در دعاهایی این خواسته مطرح شده: (... اسئلک أن تجعل وفاتی قتلا فی سبیلک تحت رایة نبیک مع اولیائک...) از جمله دعاهای دوازدهم از اعمال شب های ماه رمضان بعد از دعای افتتاح می خوانیم:(و قتلا فی سبیلک فوفق لنا.)

ادامه نوشته