میلاد امام حسن آغاز هفته اطعام نیازمندان

فرخنده میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام شب نیمه ماه رمضان سال سوم هجری دومین امام شیعیان حضرت ابوالحسن بن علی بن ابی طالب علیه السلام در شهر مدینه به دنیا آمد. القاب آن حضرت: سید ، سبط ، امین ، حجت ، بر، نقی ، زکی، مجتبی، زاهد(منتهی الامال ج1ص219-220) در روز هفتم ولادت آن حضرت مادرش فاطمة الزهرا سلام الله علیها آن مولود مبارک را در پارچه حریری که جبرئیل علیه السلام آن را برای پیابر صلی الله از بهشت آورده بود پیچید و خدمت رسول گرامی اسلام صلی الله برد و آن حضرت نام مبارکش را حسن نهاد و گوسفندی برای حضرتشعقیقه نمود (ارشادج2 ص، 5 فیض العلام ص34 ، بحار الانوار: ج34 ص150 ، ج95 ص 192 )
اعزام جناب مسلم بن عقیل از سوی امام حسین علیه السلام به کوفه در همین روز بود.
هدفهای امام حسن علیه السلام از صلح با معاویه:
امام مجتبی علیه السلام می کوشید هدف های عالی خود را تا آنجا که مقدور است، به طور نسبی تأمین کند. از این رو هنگامی که ناگزیر شد با معاویه کنار آید، طبق ماده ی اول با این شرط حکومت را به وی واگذار کرد که در اداره امور جامعه اسلامی تنها بر اساس قوانین قرآن و روش پیامبر صلی الله عمل نماید. به علاوه طبق ماده ی دوم پس از مرگ معاویه حسن بن علی علیه السلام می توانست آزادانه رهبریجامعه اسلامی را بدست بگیرد و با توجه به اینکه معاویه حدود سی سال از او بزرگتر بود و در آن ایام دوران پیری را می گذرانید و طبق شرایط عادی امید این می رفت که عمر وی چندان طول نکشد روشن می گردد که این شرط روی محاسبات عادی تا چه حد به نفع اسلام و مسلمانان بود.
بقیه موارد پیمان بسیا ر مهم و حائز اهمیت بود، زیرا در شرایطی که امیرمؤمنان در نماز جمعه و در حال نماز با کمال بی پروایی سبّ و شتم قرارگرفت و این کار به صورت یک بدعت ریشه دار در آمده بود و شیعیان و دوستداران آن حضرت و افراد خاندان پیامبر صلی الله همه جا مورد تعقیب و در معرض تهدید و شکنجه قرار می گرفتند، ارزش گرفتن چنین تعهدی از معاویه غیر قابل انکار بود.اجتماع در کوفه: پس از انعقاد پیمان صلح ، طرفین همراه قوای خود وارد کوفه شدند و در مسجد بزرگ این شهر گرد آمدند مردم انتظار داشتند مواد پیمان طی سخنرانی هایی از ناحیه رهبران دو طرف، در حضور مردم تأیید شود تا جای هیچ گونه شک و تر دیدی در اجرای آن باقی نماند. این انتظار بی جا نبود؛ ایراد سخنرانی جزء برمانه ی صلح بود ،لذا معاویه بر فراز منبر نشست و خطبه ای خواند؛ ولی نه تنها در مورد پای بندی به شرایط تأکیدی نکرد، بلکه با طعنه همراه با تحقیر چنین گفت: (من به خاطر این با شما نجنگیدم که نمازو حج به جا بیاورید و زکات بپردازید! چون می دانم که اینها را انجام می دهید، بلکه برای این با شما جنگیدم که شما را مطیع خود سازم و بر شما حکومت کنم) آنگاه گفت: (آگاه باشید که هر شرط و پیمانی با حسن بن علی علیه السلام بسته ام زیر پاهای من است و هیچ گونه ارزشی ندارد. ابو الفرح می گوید:معاویه این خطبه را پیش از ورود به کوفه ایراد کرد. بدین ترتیب معاویه تمام تعهدات خود را زیر پا گذاشت و آشکارا پیمان صلح ار نقض کرد.اگر امام مجتبی صلح کرد نه برای این بود که از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند، بلکه برای این بود که مبارزه را در سطح دیگری شروع کند. اتفاقاً حوادثی که پس از انعقاد پیمان به وقوع پیوست به این مطلب کمک کرد و عراقیان را سخت تکان داد.
اگر چه بال و پر ناتوانمان دادند