چرا سوره فجر به سوره امام حسین علیه السلام نسبت داده شد؟

معرفی این سوره به عنوان سوره امام حسین به خاطر این است که مصداق بارز نفس مطمئنه ‌ای است که در آخرین آیات سوره آمده است. امام صادق ( ع ) به اصحاب خود فرمود: سوره فجر را در نمازهای واجب و مستحب خود قرائت کنید که این سوره به حضرت امام حسین اختصاص دارد... مقصود از نفس مطمئنه آن حضرت و شیعیان او است ». (1)

در توجیه و تحلیل تطبیق سوره مذکور بر امام(ع) گفته شده است: «ائمه معصومین(علیهم السلام) از این جهت این سوره را سوره حسین نامیده اند که قیام و شهادت آن حضرت درتاریکی طغیان مانند طلوع فجر، منشا حیات و حرکت گردید. خون پاک او و یارانش به زمین ریخت و نفوس مطمئنه آنها با فرمان «ارجعی» و با خشنودی به سوی پروردگار شتافت ... تا از این الهام و جوشش، نور حق در میان تاریکی‌ها بدرخشد و راه حیات با عزت باز شود و پایه های ظلم و طغیان بی پایه گردد و طاغیان را دچار خشم و نفرین کند .»(2) البته در این سوره آیه «و لیالی عشر» است که باز به آن حضرت مرتبط است.
حضرت صادق فرمود: «الفجر هو القائم و لیال عشر الائمة من الحسن الی الحسن و الشفع امیرالمؤمنین و فاطمه ( ع ) و الوتر هو الله وحده لاشریک له ؛ مراد از فجر وجود مقدس حضرت قائم(ع) و

«لیالی عشر» امامان از امام حسن مجتبی تا امام عسکری(ع)‌اند و شفع امیرمؤمنان و حضرت فاطمه(ع) می‌باشد و مراد از وتر خداوند یکتا است».3

پی نوشت ها:
1.
بحارالانوار، ج24، ص 93.
2.
پرتوی از قرآن،‌سید محمود طالقانی، ج4، ص 67، با تلخیص.
3.
البرهان فی تفسیر القرآن، سید هاشم بحرانی،‌ج4، ص 461

هدف عالى قیام امام حسین علیه السلام از زبان خود امام علیه السلام


قیام مقدس و پرشکوه امام حسین(ع)ریشه در انحراف هاى بـنیادى و اساسى در جـامعه اسلامى داشت. این انحراف ها زائیده انحراف حکومت اسلامى از مسیر اصلى خود از سقیفه به بـعد بـود. که پس از شهادت على(ع)کلا بـه دست سلسله سفیانى و حزب ضد اسلامى اموى افتاد. بـه گواهى اسناد تاریخى, سران این حزب هیچ اعتقادى بـه اسلام و اصول آن نداشتند(1). و ظهور اسلام و به قدرت رسیدن پیامبر اسلام(ص)را, جلوه اى از پیروزى تـیره بـنى هاشم بـر تـیره بـنى امیه, در جریان کشمکش قبیلگى در درون طایفه بـزرگ قریش مى دانستند(2). و بـا یک حـرکت خـزنده, بـه تـدریج در پـوشش اسـلام بـه مناصب کلیدى دسـت یافتند() و سرانجـام از سال چهلم هجـرى, حکومت اسلامى و سرنوشت و مقدرات امت اسلامى به دست این حزب افتاد و پس از بیست سال حکومت معاویه, و بـه دنبـال مرگ وى, پـسرش یزید بـه قدرت رسید که اوج انحراف بـنیادى, و جلوه اى آشکار از ظهور ((جاهلیت نو)) در پوشش ظاهرى اسلام بود(3).امام حـسـین(ع)نمى تـوانسـت در بـرابـر چـنین فاجـعه اى سکوت کند و احساس وظیفه مى کرد که در بـرابـر این وضع, اعتـراض و مخالفت کند. سخنان, نامه ها و سایر اسنادى که از امام حسین(ع)به دسـت ما رسـیده, بـه روشنى گویاى این مطلب اسـت. این اسناد بـیانگر آن است که از نظر امام, پـیشوا و رهبـر مسلمانان شـرائط و ویژگى هایى دارد که امویان فـاقـد آنها بـودند و اسـاس انحراف ها و گمراهیها این بود که عناصر فاسد و غیر لایق, تکیه بر مسند خلافت اسلامى و جایگاه والاى پـیامبـر زده بـودند و حاکمیت و زمامدارى آنها, آثار و نتائج بـسیار تلخ و ویرانگرى بـه دنبـال آورده بود. چـند نمونه از تـاءکیدهاى امام در این بـاره یادآورى مى شـود: ویژگى هاى پیشواى مسلمانان 1 - در نخستین روزهایى که امام حسین(ع)در مدینه, بـراى بـیعت جهت یزید, در فشار بود,

ادامه نوشته

حقایق عاشورایی

آیا می دانید که:...؟

_ به دستور عمربن سعد ده نفر برای اسب راندن بر سینه و پست امام حسین علیه السلام داوطلب شدند.

_ ده نفری که اسب بر امام حسین علیه السلام راندند همگی ولدالزنا بودند.

_  تعداد سرهای بریده در کربلا 78 سر بود و آن حرامیان حتی به سر علی اصغر طفل شیرخوار امام حسین علیه السلام رحم نکرده و آن را نیز بر نیزه زدند.

_ امام حسین علیه السلام زمین کربلا را خرید تا زمینی که قرار بود خونش در آنجا ریخته می شود قصبس نباشد و سپس آن زمین را به اهالی آنجا بخشید.

_ یزید به ولید نامه نوشت که یا سر امام حسین علی السلام را ببر و یا از ائ برای من بیعت بگیر.

_ بعد از شهادت امام حسین علیه السلام آسمان خون بارید و از زیر هر سنگی خون می جوشید.

_ ابن زیاد 1000 سواره و 500 پیاده برای دستگیری مسلم بن عقیل فرستاد.

_ بعد از آنکه حارث سر برادر بزرگتر دو طفلان مسلم را برید و بدنش را در شت فرات انداخت بدن روی آب منتظر برادر کوچکتر بود تا آنکه حارث برادر کوچکتر را هم شهید کرد و دو بدن همدیگر را در آغوش گرفتند و به زیر آب رفتند.

_ سر امام حسین علیه السلام در صدو بیست محل سخن گفت.

_ امام حسین علیه السلام را به خاطر عداوت با پدرش امیر المومنین علی علیه السلام به شهادت رساندند.

ادامه نوشته

علل و انگیزه امام حسین از قیام علیه یزید

                 

از زمانى كه قيام امام حسين(ع) با آن شرايط و ويژگى هاى خاص اتفاق افتاده است، سؤال‌هايى در ميان نخبگان و اندیشمندان و حتی مردم عادی مطرح است که هدف امام از چنين كارى چه بوده است؟ آيا دعوت كوفيان فلسفه قيام آن حضرت بوده، يا قيام امام(ع) علت دعوت كوفيان؟ آيا دستيابى به حكومت، علت اصلى و غايت نهايى اين نهضت بوده است يا ايجاد اصلاحات و تغييرهاى محدود در ساختار حكومت اسلامى هم مى توانست هدف امام(عليه السلام)را تأمين كند؟ اگر هدف اصلى قيام، اصلاح وضعيت امت و جامعه اسلامى بود، آيا حضرت نمى توانست به شيوه مسالمت آميز به هدف خويش جامه عمل بپوشاند تا مردم شاهد ريختن خون فرزندان پيامبر(صلى الله عليه وآله)و به اسارت رفتن اهل بيت(عليهم السلام) آن حضرت نباشد؟ و...

اين پرسش ها و مانند آنها، هر كدام حاكى از نگرش ها و ديدگاه هاى خاص افراد به اين حادثه است. البته يكى از علل فزونى پرسش ها و ديدگاه ها درباره فلسفه قيام حضرت را بايد در پيچيدگى خاص و چند بُعدى بودن اين نهضت جست و جو كرد. نهضتى كه در طول تاريخ اسلام، نظيرى نمى توان براى آن يافت.

نكته ديگرى كه تحليل چنين حادثه اى را مشكل مى سازد، عكس العمل دور از انتظار و غيرقابل باور و پذيرش بسيارى از مسلمانان در برابر اين قيام بوده است! چرا كه نه تنها كوفيان كه خود طلايه دار دعوت حضرت بودند، بلكه مردم ديگر شهرهاى اسلامى بويژه مكه و مدينه هم واكنش مناسب و پاسخ مثبت در برابر اين حادثه ازخود نشان ندادند و به رغم آنكه هنوز بيش از نيم قرن از رحلت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نگذشته بود، شاهد چنين جنايت و فاجعه اى بودند و دَم برنياوردند.

يك تحليل گرتاريخ عاشورا، وقتى حضور تعدادى از صحابه و گروه زيادى از تابعين را در آن روزگار به ياد مى آورد و مى بيند كه از حريم خاندان پيامبر(صلى الله عليه وآله) هيچ گونه دفاعى نمى كنند در حالى كه هم چنان ادعاى دين دارى مى كنند، با تناقضى غير قابل توجيه رو به رو مى شود، چرا كه از يك سو، ادعاى دين دارى و دين باورى اين دسته را مى بيند و ازسوى ديگر، به راستى و درستى حركت فرزند رسول  خدا ايمان دارد. شخصيتى كه در دامن رسول خدا(صلى الله عليه وآله)، دُخت بزرگوارش فاطمه زهرا((عليها السلام)) و نخستين امام شيعيان و چهارمين خليفه مسلمانان بزرگ شده است اکنون پژوهش گر تاريخ كربلا با اين مشكل دست به گريبان است كه چگونه اين دو واكنش متضاد را بپذيرد و تضاد آن دو را توجيه كند؟ با عنايت به چنين واكنش دوگانه و متضادى از زمان وقوع اين حادثه تا به امروز، هر انديشمند مسلمانى كه با تاريخ عاشورا سروكارداشته است، به فراخور فهم و برداشت خويش از اين واقعه، درباره قيام كربلا و اهداف آن، سخن گفته است. البته در اين ميان، برخى از مورخان و انديشمندان اهل سنت به دلايل گوناگونى از جمله: سلايق و انگيزه هاى سياسى و دينى، گرايش و وابستگى به دستگاه حاكم و در نتيجه تحت فشاربودن از سوى حكومت وقت به منظور تحريف و وارونه جلوه دادن حقايق تاريخ اسلام و به ويژه تاريخ عاشورا، تأثير پذيرى از اوضاع سياسى ـ مذهبى زمان خويش و سرانجام از همه مهم تر، عدم سنخيت ميان شخصيت واقعه نگار و ابعاد شخصيتى رهبر و قهرمان حادثه، دچار تحريف ها و وارونه نويسى هاى گوناگون در تاريخ عاشورا و به ويژه درباره فلسفه نهضت عاشورا شده اند. هم چنانكه برخى از نويسندگان و انديشمندان شيعه نيز به سبب نگاه يك سويه و تك بُعدى به واقعه عاشورا و عدم توجه به ابعاد گوناگون اين قيام به ويژه شخصيت و رهبر اين قيام به عنوان امام معصوم و شخصى كه اطاعتش واجب است، دچار تحليل هاى نادرست يا ناقص و گاه جنجال برانگيز پيرامون اين حادثه بزرگ تاريخ اسلام شده اند

ادامه نوشته

        قال فاطمة: یا بُنَیَّ قتلوک ذبحوک و من الماء منعوک

شرمندگی آب

آب فراز می رود                 بهر رسیدن به لب

                     قصد عروج میکند

تا کف دست رسیده است          

        دست کشانده سوی لب

                     خیره به آب می شود

تا لب او نمی رسد          خیره به آب می شود

              آب بر آب می شود

از لب خیس علقمه    

            آب به مشک می رود

                       مشک پر آب می شود

مشک به دوش می رسد           آب به قصد خیمه ها

                پا به رکاب می شود

مشک نشانه می رود

            تیر نشانه می خورد

                          مشک که پاره می شود

           آب فرود می کند

چون از پنج تن آل ابا قرعه به نام حسین افتاد،ندا آمد که یا حسین؛ ما تو را انتخاب کرده و می خواهیم، جسمت را در خون، سرت را بر نی، یارانت را در مسلخ و اهل بیتت را در اسارت ببینیم چگونه ای؟ و حسین علیه السلام بانگ بر آورد: لبیک، اللهم لبیک

و خداوند بر او مباهات نموده و فرشتگان سر تعظیم فرود آوردند و او را سلام دادند:

                                                                               السلام علیک یا ثار الله

قیامت بود

زمین و آسمان در هم تنیده

یکسو حق

         و اندک یاوران حضرت خورشید

یکسو جهل

        و انبوه سوارانش

ندا از سوی حق برخاست:

حسین امضا نخواهد کرد

       که باطل جای حق باشد

در آن سو هِل هِل انبوه آدمها

همه افسون شده با حربه ی زور و زر و تزویر

در این سو هَل هَل و بی آبی و آیا

کسی یاری نخواهد کرد

        حسین فرزند پیغمبر...

غیر از خدا

کسی نتوانست نگه کند

وندید

آن لحظه ای

که حسین میشود شهید

در عرش غلغله شد

جبریلل غش نمود

وقتی که

تیر سه شعبه از کمان جهید

لبی که شیر میخورد

لبی که خشک تشنگی است

به روی دست یک امام

به او اشاره می کنند

گلوی طفل خردسال

به قدر بوسه جای نیست

حرامیان نانجیب

       به تیر پاره می کنند...

عزاداری حسینی

شور یا شعور

محرم بانگ رسای همه انسانهاست و ذات عاشورا نماز است و عدالت، نه فقط عزاداری و مصیبت. بنابراین اگر کسی عاشورا را با همه ابعاد آن بشناسد، اصل مصیبت را فراموش می کند و برای عاشورای حسینی به سوگ می نشیند و گوش دل باز می کند تا بشنود از حرف های زخم داری که تیغ تیزش روح را می تراشد و صیقل می دهد تا تندیسی بسازد از آدمیت. پس ابزاری نیاز است از منبر و مداحی تا شور و شعور که انسان را آسمانی کند از زمینی که قفسی شده و مانع از اوج گرفتن. منبر و مداحی از دیرباز کارکرد رسانه ای را ایفا می کند تا به وسیله آن نام و یاد ائمه اطهار و مصائب وارده بر آنان را زنده نگه دارد. مناسک و مراسمی که مداحان بر پا می کنند با ایجاد شور و حرارت در میان جوانان به برانگیختن انگیزه آنها پرداخته و تلاش می کنند اینگونه به بازخوانی و ذکر وقایع عاشورا و دیگر مصیبت ها بپردازند. اما در این میان و با تقویت جایگاه مداحان نقش منبرها کمرنگ شده تا جایی که برخی، این موضوع را کمرنگ شدن جایگاه منبر و موضوعات آن در میان نسل جوان می دانند.

اما شور مداحی و شعور منبر همچنین جایگاه عقل و احساس در این میان موضوعی نیست که بتوان به سادگی از کنارش گذشت بلکه قدر و منزلت این دو رسانه تا جایی انکار ناپذیر است که منبر را می توان منبع عقل و مداحی را محرک احساس دانست. به همین منظور برآن شدیم بیشتر نسبت به کارکرد این دو پرداخته و با بررسی مفصل تر به آسیب شناسی مجالس عزاداری از زبان منبری ها و اهل فن همچنین مردمی بپردازیم که خطاب مجالس هستند.

● آنچه آسیب خوانده می شود

سیدالشهدا (ع) حماسه ای ماندگار در جهان اسلام خلق کرد و اسوه مبارزان و مجاهدان تاریخ است از همین رو منبر محرم باید پیام رسان عبرتهای حماسه ماندگار عاشورا باشد، اما نوع مداحی و عزاداری مشتاقان و شیفتگان سالار شهیدان گاهی دچار آسیب هایی می شود.

در همین زمینه حجت الاسلام والمسلمین تاج لنگرودی کارشناس علوم دینی واستاد دانشگاه و از خطبا و وعاظ با سابقه در گفت و گو با خبرنگار سرویس گزارش کیهان معتقد است: » گاهی اوقات آنچه اسمش را آسیب می گذارند به معنای واقعی آسیب نیست بلکه احساسات پاکی است که در جوانان ما وجود دارد و همین احساسات پاک مسبب جذب آنها به سمت هیات ها و دسته جات عزاداری و سینه زنی می شود. پس قبل از پیشداوری اصل این احساسات را از نظر دینی باید مورد بررسی قرار دهیم.»

وی می گوید:«انسان ها دارای ۲ نیرو هستند که با این دو نیرو زندگی می کنند، یعنی جدا از هم اصلا امکان ندارد و آن عقل و دوم، احساس است. پس ا حساس چیزی نیست که مورد نکوهش واقع شود چه در زنان و چه در مردان. چون مملکت وجودی افراد اقتضا می کند تا هر کس از این دو نیرو در جهت کمال استفاده کند هر مقدار کمال بیشتری کسب کند به خداوند مقرب تر است.»

 

ادامه نوشته

شهادت مختار ابی عبید ثقفی

در چنین روزی مختار بن ابی عبید ثقفیبه شهادت رسید مزار او کنار مرقد حضرت مسلم علیه السلام در انتهای مسجد کوفه است.{ تتمه المنتهی ص91-92 . الوقایع و الحوادث: ج1 ،ص157 . فیض العلام: ص23. بحارالانوار: ج45 ، ص368. مستدرک سفینه البحار: ج5 ، ص215}

مصعب بعد از به شهادت رساندن مختار، دستور دادهمسر او را دستگیر کنند. او زنی مؤمنه به نام عمره دختر نعمان بن بشیر انصاری بود. مصعب گفت:برائت بجوی از شوهرت، او گفت: چگونه برائت بجویمم از کسی که روزها روزه وشب ها به دعا مشغول بود و خون خود را برای پیامبرصلی الله نثار کرد و خونخواهی فرزند پیامبر را نمود؟ مصعب در حالی که شمشیرش را از غلاف بیرون کشیده بود، گفت : پس تو را به شوهرت ملحق می کنم همسر مختار جواب داد: پس از این مرگ بهشت است به خدا قسم هیچ چیزی را بر محبتم به علی بن ابی طالب علیه السلام ترجیح نمی دهم. در گرمای هوا در صحرایی بین حیره و کوفه دست و پای او را بستند و گردن او را زدند. این زن مؤمنه اولین زن شهیدی است که در محبت امیرالمؤمنین با شکنجه کشته شد.{المختارالثقفی:ص40}

اهمیت جنگ و پیکار با دشمن:

پیامبر صلی الله علیه وآله در بیماری فوتشان فرمودند: و هر کس که زندگیش به جهاد در راه خدا تمام شود ولو آنکه امقدار آن به اندازه یک باردوشیدن شیر، از ناقه (بچه شتر) باشد یعنی مدت آن خیلی کم باشد داخل بهشت می شود. بهشت زیر سایه سلاح هاست. بلند ترین نقطه اسلام و اوج آن جهاد در راه خداست که فقط بهترین بندگان به آن می رسند.

امام علی علیه السلام فرمودند:جهاد بزرگترین پاداش است. پیش ازآمدن بلا دعا کنید که درهای آسمان در شش جا گشوده است:1- به هنگام بارش باران 2- به وقت جهاد 3-هنگام بانگ نماز 4- هنگام خواندن قرآن 5- هنگام نیم روز(ظهر)6- هنگام سپیده دم

امام صادق علیه السلام: برترین چیز بعد از واجبات یومیه جهاد است. اصل اسلام نماز است و فرع آن زکات و قله ی آن جهاد در راه خداست.

کلید شخصیت امام حسین

سخنانی که از حسین بن علی علیه السلام نقل شده نادر است ولی همان مقداری که هست از همان روح حکایت می کند. از حسین بن علی علیه السلام پرسیدند:شما سخنی را که با گوش خودت از پیامبر شنیده ای را برای ما نقل کن ببینید انتخاب حسین علیه السلام از سخنان یامبر چگونه است! از همین جا می توانید مقدار شخصیت او را بدست آورید؛ حسین علیه السلام گفت آنچه که من ازپیامبرشنیده ام  این است:(ان الله تعالی یحب معالی الامور و اشرفها و یکره سفسافها) خدا کارهای بزرگ و مرتفع را دوست میدارد، از چیزهای پست بدش می آید. رفعت و عظمت را ببینید که وقتی می خواهد سخنی از پیامبر نقل کند اینچنین سخنی را انتخاب می کند؛ در واقع دارد خودش را نشان می دهد. از حسین علیه السلام اشعاری هم به دست ما رسیده است که باز هم همین روح در آن متجلی است:

سبقت العالمین الی المعانی                             بحسن خلیقة و علو همه

و لاح بحکمتی نورالهدی فی                           لیال فی ضلالة مد لهمه

یرید الجاحدون لیطفؤن                                  و یأبی الله الا ان یتمه

سخنان بسیار محدودی که از حسین علیه السلام به ما رسیده همین طور است اینها مربوط به واقعه عاشورا هم نیست، مربوط به قبل از آن است و ربطی هم به آن ندارد. سخن دیگر او این است:(موت فی عز خیر من حیاة فی ذل) مردن با عزت و شرافت از زندگی با ذلت بهتر است.

ادامه نوشته