ماه ضیافت الله

ماه رمضان نهمين ماه از ماههي قمري و بهترين ماه سال است. واژه رمضان از ريشه «رمض» و به معني شدت تابش خورشيد بر سنگريزه است.
می‌گويند چون به هنگام نامگذاري ماه هي عربي، ين ماه در فصل گرمي تابستان قرار داشت، ماه «رمضان» ناميده شد، ولي از سوي ديگر، «رمضان» از اسماء الهي است. ين ماه ماه نزول قرآن و ماه خداوند است و شب‌هي قدر در آن قرار دارد. فضيلت ماه رمضان بسيار زياد و نامحدود است.

img/daneshnameh_up/1/1e/ramezan.jpg 

به برخي از حوادث و رويدادهي مهم ين ماه اشاره می‌شود:
وفات حضرت خديجه در دهم رمضان سال دهم بعثت.
ولادت امام حسن مجتبي عليه السلام نيمه رمضان سال دوم هجرت.
جنگ بدر در سال دوم هجرت.
فتح مکه در سال هشتم هجرت.
مراسم عقد اخوت و پيمان برادري ميان مسلمان، و يجاد اخوت اسلامي بين پيامبر و امام علي عليه السلام.
بيعت مردم به وليت‌عهدي امام رضا عليه السلام در سال 201 قمري

فضيلت ماه رمضان:

ماه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شريف‌ترين ماه‌هي سال است. در ين ماه درهي آسمان و بهشت گشوده و درهي جهنم بسته می‌شود، و عبادت در يکي از شب‌هي آن ( شب قدر ) بهتر از عبادت هزار ماه است.
رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم در خطبه شعبانيه خود درباره فضيلت و عظمت ماه رمضان فرموده است: «ي بندگان خدا! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوي شما روي آورده است؛ ماهي که نزد خداوند بهترين ماه‌ها است؛ روزهيش بهترين روزها، شب‌هيش بهترين شب‌ها و ساعاتش بهترين ساعات است.

 img/daneshnameh_up/1/1e/ramezan.jpg

بر مهماني خداوند فرا خوانده شديد و از جمله اهل کرامت قرار گرفتيد. در ين ماه، نفس‌هي شما تسبيح، خواب شما عبادت، عمل‌هيتان مقبول و دعاهيتان مستجاب است.
پس با نيت‌ي درست و دلي پاکيزه،‌ پروردگارتان را بخوانيد تا شما را بري روزه داشتن و تلاوت قرآن توفيق دهد. بدبخت کسي است که از آمرزش خدا در ين ماه عظيم محروم گردد. با گرسنگي و تشنگي در ين ماه، به ياد گرسنگي و تشنگي قيامت باشيد.»
آن گاه پيامبر اکرم وظيفه روزه‌داران را برشمرد و از صدقه بر فقيران، احترام به سالخوردگان، ترحم به کودکان، صله ارحام، حفظ زبان و چشم و گوش از حرام، مهرباني به يتيمان و نيز عبادت و سجده هي طولاني، نماز، توبه، صلوات، تلاوت قرآن و فضيلت اطعام در ين ماه سخن گفت.
فوايد روزه:

روزه فوايد جسمي و روحي فراوان دارد، شفا بخش جسم و توان بخش جان است، پاک کننده آدمي از رذايل حيواني، در ساختن فرد صالح و اجتماع بسامان بسيار موثر است، در تهذيب و تزکيه نفس و رهاندن انسان از روزمرگي و واماندگي در نياز هاي تن تأثير بسزايي دارد. فوايد طبي و بهداشتي روزه که از سودمنديهاي کوچک اين فريضه انسان ساز است به حدي است که شايد نياز به توضيح و تکرار نداشته باشد و بيشتر مردم کم و بيش از آن آگاهند. ما به اختصار به گوشه اي از اين فوايد انسان ساز اشاره ميکنيم: معده و دستگاه گوارش از اندام پرکار بدن آدمي است، با سه وعده غذا که معمول مردم است؛ تقريباً در همه ساعات دستگاه گوارش به هضم و تحليل و جذب و دفع مشغول است. روزه باعث ميشود از يکسو اين اعضا استراحت کنند و از فرسودگي مصون بمانند و نيروي تازه اي بگيرند و از سوي ديگر ذخاير چربي که زيانهاي مهلکي دارن

 

 تحليل رفته و کاسته شوند.img/daneshnameh_up/1/1e/ramezan.jpg

 در روايات اسلامي حتي به فوايد جسمي روزه نيز تصريح شده تا برخي از سست عنصران، اگر نه با ايمان کامل لااقل با توجه به فوايد بهداشتي روزه اين فريضه ثمر بخش را بجاي آورند و از سودمنديهاي گوناگون آن در حد خود بهره ور شوند. پيامبر گرامي اسلام در همين رابطه فرموده اند: «صوموا تصحوا» روزه بگيريد تا سالم بمانيد. و نيز در روايات بسياري پيشوايان گرامي اسلام فرموده اند: « معده آدمي خانه بيماريهاي اوست و پرهيز از غذا درمان آن است»

 بديهي است آنگاه فوايد بهداشتي روزه بهتر به دست ميآيد که روزه دار امساک روز را با زياده روي در شب تلافي نکند، که پر خوري خود موجب زيانهاي چشم گيري براي دستگاه گوارش است. با پيشرفت دانش پزشکي، برخي از پزشکان و متخصصان دريافته اند که امساک از خوردن و آشاميدن، عالي ترين روش درماني است، يکي از پزشکان ميگويد: « طرح درمان به وسيله روزه بسيار چنان معجزه آساست که بکار بستن آن مسير، طرحها و برنامه هاي طب عملي و جراحي را تغيير خواهد داد، زيرا روزه راه تازه اي به روي دانش پزشکي ميگشايد؛ و سلاح موثري براي مبارزه با بيماريها به اين دانش ميبخشد سلاحي که  ميتوان آن را از راههاي گوناگون مورد استفاده قرار داد تا انسان را در مبارزه با علت بيماريها براي بهبود بيماران به نتيجه مطلوب و آشکار رسانند. »

با روزه و امساک ميتوان بيماريها را بهبود بخشيد و معالجه کرد البته در صورتي که با اعتدال و ميانه روي مقرون باشد و در هنگام سحر و افطار در خوردن و آشاميدن افراط نشود.بررسي فوايد بهداشتي و طبي روزه در اين مختصر نميگنجد، آنانکه به توضيح بيشتر علاقمندند ميتوانند به کتابهايي که در اين زمينه تأليف شده است مراجعه نمايند. بايد توجه داشت، بر خلاف تصور کوتاه انديشان، روزه هيچگونه ضرري براي افراد سالم مکلف ندارد و اگر کسي بيمار باشد و نتواند روزه بگيرد و با اين کار بيمار تر شود و يا روزه باعث گردد که بيماريش ادامه يابد کار حرامي مرتکب شده و روزه اش نزد خدا پذيرفته نيست، بيماري که روزه براي او ضرر دارد نبايد روزه بگيرد و فقط لازم است در روزهاي ديگر قضاي آن را بجا آورد و جبران کند.

 افراد سالم بايد بدانند که روزه نه تنها زياني برايشان ندارد بلکه چنان که گفتيم، موجب تندرستي و صحت مزاج است و بگفته برخي شکم پرستان که خود روزه نميگيرند و ديگران را نيز از روزه باز ميدارند و تلقين ميکنند که روزه موجب زخم معده ميشود، نبايد اعتنا کرد، اينگونه دروغها تنها بهانه افراد سست عنصري است که که اسير شکم خويشند و از عزم و اراده انساني در آنان خبري نيست. « روزه باعث استراحت معده است و در حال روزه اسيد معده بجاي غذا به وسيله صفرا خنثي ميشود و زخم ايجاد نميگردد

»img/daneshnameh_up/1/1e/ramezan.jpg

ادامه نوشته

معجزات پیامبر

                        

نوع اول: معجزاتی است که متعلق است به اجرام سماویه مانند شق القمر و ردالشمس و تظلیل غمام و نزول باران و نازل شدن مائده و طعام ها و میوه ها برای آن حضرت از آسمان و غیر ذلک و ما در اینجا به چهار امر از آنها اکتفا می کنیم:

شق القمر: سوره قمر/آیه 54 :نزدیک شد قیامت و به دو نیم شد ماه و اگر بینند آیتی و معجزه ای روی گردانند و می گویند سحری است پیوسته.

اکثر مفسران خاصه و عامه روایت کرده اند که این آیات وقتی نازل شد که قریش در مکه از آن حضرت طلب معجزه کردند حضرت اشاره به ماه فرمودند به قدرت حق تعالی به دو نیم شد و در بعضی روایات آمده است که آن در شب چهاردهم ذی قعده بود.

ردالشمس:

علمای خاصه و عامه به سند های بسیار از اسماء بنت عمیس و غیر او روایت کرده اند که روزی حضرت رسول الله صلی الله حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام را  پی کاری فرستاد و چون وقت نماز عصر شد و نماز عصر گذاردند حضرت علی علیه السلان آمد در حالی که نماز نگذارده بود حضرت رسول الله سر مبارک خود را در دامن او نهاد و به خواب رفت و وحی به اونازل شد سر خود را به جامه پیچید و مشغول شنیدن وحی شدتا نزدیک شد که آفتاب فرو رود و وحی منقطع شد، حضرت فرمود: یا علی نماز نکرده ای؟ گفت: نه یا رسول الله نتوانستم سر مبارک تو را از دامن خود دور کنم.  پس حضرت فرمود خداوندا! علی مشغول طاعت تو و طاعت رسول تو بود پس آفتاب را برای او برگردان . اسماء می گوید: والله دیدم آفتاب برگشت و به جایی رسید که بر زمین تابید و وقت فضیلت نماز عصر برگشت و حضرت نماز گذارد و باز آفتاب فرو رفت.

ریزش باران:

ایضاً خاصه و عامه روایت کرده اند که چون قبایل عرب با هم اتفاق کردند در اذیت آن حضرت، حضرت فرمود که خداوندا عذاب خود را سخت کن بر قبایل مضّر و بر ایشان قحطی بفرست مانند قحطی زمان حضرت یوسف، پس باران هفت سال بر ایشان نبارید و در مدینه نیز قحطی به هم رسید

اعرابی از جانب عرب آمد و به آن حضرت استغاثه کرد که درختان ما خشکید و گیاهان ما منقطع گردید و شیر در پستان حیوانان و زنان ما نمانده و چهارپایان ما هلاک شدند ؛ پس حضرت بر منبر آمد و حمد و ثنای حق تعالی ادا نمود و دعای باران خواند و در اثنای دعای آن حضرت باران جاری شد و یک هفته بارید و چندان باریدن گرفت که اهل مدینه به شکایت در آمدند و گفتند: یا رسول الله می ترسیم غرق شویم و خانه هایمان منهدم شود، پس حضرت اشاره فرمود به سوی آسمان و فرمود: خداوندا بر حوالی ما بباران و بر ما نباران و به هر جا که اشاره می فرمود ابر گشوده می شد و بارش از مدینه قطع شد و بر اطراف مدینه مانند سیلاب می بارید و بر مدینه یک قطره نمی بارید به طوری که یکماه بعد سیلاب ها و رودخانه ها در اطراف مدینه جاری بود.

 

ادامه نوشته

حقایق عاشورایی

آیا می دانید که:...؟

_ به دستور عمربن سعد ده نفر برای اسب راندن بر سینه و پست امام حسین علیه السلام داوطلب شدند.

_ ده نفری که اسب بر امام حسین علیه السلام راندند همگی ولدالزنا بودند.

_  تعداد سرهای بریده در کربلا 78 سر بود و آن حرامیان حتی به سر علی اصغر طفل شیرخوار امام حسین علیه السلام رحم نکرده و آن را نیز بر نیزه زدند.

_ امام حسین علیه السلام زمین کربلا را خرید تا زمینی که قرار بود خونش در آنجا ریخته می شود قصبس نباشد و سپس آن زمین را به اهالی آنجا بخشید.

_ یزید به ولید نامه نوشت که یا سر امام حسین علی السلام را ببر و یا از ائ برای من بیعت بگیر.

_ بعد از شهادت امام حسین علیه السلام آسمان خون بارید و از زیر هر سنگی خون می جوشید.

_ ابن زیاد 1000 سواره و 500 پیاده برای دستگیری مسلم بن عقیل فرستاد.

_ بعد از آنکه حارث سر برادر بزرگتر دو طفلان مسلم را برید و بدنش را در شت فرات انداخت بدن روی آب منتظر برادر کوچکتر بود تا آنکه حارث برادر کوچکتر را هم شهید کرد و دو بدن همدیگر را در آغوش گرفتند و به زیر آب رفتند.

_ سر امام حسین علیه السلام در صدو بیست محل سخن گفت.

_ امام حسین علیه السلام را به خاطر عداوت با پدرش امیر المومنین علی علیه السلام به شهادت رساندند.

ادامه نوشته

کلیدهای طلائی ارتباط زن و مرد

اساس مکتب اسلام از یک خانواده سالم به نام اهل بیت شروع  شده است. یقیناً اگر خانواده در راستای تعالیم نورانی اسلام استحکام یابد توسعه دینداری و تعمیق دینداری نتیجه فردی و اجتماعی آ خواهد بود و اگر خانواده متزلزل شود دینداری فردی و اجتماعی نیز متزلزل خواهد شد.

کلید طلایی برای مردان در ارتباط با همسران :

1) توجه کردن به همسران خود (بعنوان مثال یاداوری روز تولد )

2)  درک کردن حالات مختلف همسران خود

3) احترام به همسران، خانواده و فامیل ایشان

4) ابراز صمیمیت و محبت درونی با رفتار و الفاظ (کلمه دوستت دارم)

5)سعی در حفظ لطافت و ظرافت روحی زنان

6) توجه به نقش ارزشمند زنان در زندگی و اینکه مردان موفقیت های خود را مدیون فداکاری های همسرانشان هستند

7) قوت قلب دادن به زنان در مشکلات و مصائب

ادامه نوشته

الگوی شایسته

ما جوانان به دنبال الگويي هستيم که نخست هم سن و سالمان باشد و همانند ما در توفان جواني بوده و در نشيب و فراز حوادث حضورداشته باشد. معصوم نباشد، زيرا با ما فرق خواهد کرد و در بحرانهاي اجتماعي، سياسي و حتي اقتصادي درگير شده باشد تا به خوبي او را همانند خود بدانيم و از شيوه زندگاني، روش برخورد او با ديگران، چگونگي سخن گفتن، شهامت، شجاعت، دليرمردي و بي باکي وي براي خود سرمشق بگيريم و او را نمونه اي تمام عيار براي امروز و فرداي زندگي خود بدانيم.

دفتر زندگاني چنين الگويي را که برخي هجده ساله و پاره اي سالهايي بيشتر دانسته اند، مي گشاييم و با يکديگر به صحيفه صفات و ارزشهاي چشمگير او مي نگريم.

او يازدهم شعبان سال سي و سوم هجري به دنياي پر غوغاي حيات پاگذاشت. پدر در گوش راست او اذان گفت و ديگر گوش وي را با ترنم اقامه آشنا ساخت تا از آغاز با نغمه توحيد، نبوت، امامت و ولايت آشنا شود و با چنين سرودهايي راه روشن رستگاري را از عمق جان بيابد. آشفتگي اوضاع سياسي آن عصر بدان حد بود که نام «علي » جرمي نابخشودني حساب مي شد و بر زبان راندن اين واژه مقدس ممنوع  بود. پدر وي، که به خوبي مي دانست نام ديباچه شخصيت و نشان دهنده شرافت، ادب و عظمت انسان است، نام کودک را «علي » نهاد تا بهترين برکات و زيباترين صفات بر درياي وجود فرزندش ريزان شود. درپي آن، لقب «اکبر» نيز براي او انتخاب کرد تا «علي اکبر» که به عنوان پسر نخست خانواده است با ديگر فرزندان، که نام آنان نيز علي خواهد بود، تفاوت يابد.

پدر علي که همانند پدرانش از تمامي اصول اساسي و شيوه هاي شيرين تربيتي آگاهي داشت، خود را با دنياي کودکي هماهنگ مي کرد و رفتاري که شايسته کودکي فرزند بود، انجام مي داد تا همانند جد عزيز خود عمل کرده، لحظه اي از شرايط روحي رواني کودک دلبند خويش دور نماند.

همراه با بزرگ شدن علي، پدر سخنان برتر، آداب والاتر وشيوه هاي زندگي و احترام بيشتر به او مي آموخت تا شخصيت خود را باز يابد و از ارزش وجود خود بيشتر آگاه شود.

بدين خاطر هنگام نام بردن از او، الفاظي همراه با احترام به کار مي برد تا از آغاز زندگي، احساس سرافرازي و شخصيت کند.

    * به سوي مدرسه

علي که هفت ساله شد، به تمرينهاي فکري و آموزش هاي ديني پرداخت و با مراقبت هاي صحيح سنجيده پدر، بنيان هاي اعتقادي در روان او و شيوه هاي رفتاري در اعمال او رشدي بيشتر يافت.

روزي پدر، عبدالرحمان را به آموختن سوره حمد به فرزندش گمارد. وقتي آموزش تمام شد و علي در حضور پدر سوره حمد راقرائت کرد، پدر، هداياي فراوان به عبدالرحمان بخشيد. آنگاه به اطرافيان که از اين همه بذل و بخشش تعجب کرده بودند، فرمود:

«اين هدايا توان برابري عطاي معلم علي را ندارد که در برابر تعليم قرآن، همه هدايا ناچيز است»

علي در جواني با ويژگيهاي اخلاقي و رفتاري خود نگاه انبوه جوانان را به سوي خود جلب مي کرد. آنچه در اين فراز از داستان او گفته مي شود، نکته هايي است که بي ترديد با مطالعه و رد شدن تاثيري بسزا نخواهد داشت، از اين رو، بايد از سرصبر و تامل بيشتر مطالعه و مرور کنيم و به خاطر بسپاريم.

علي صفات جدّ خود را مي دانست، از اين رو، هماره در آينه اخلاق و رفتار او نظر مي کرد و خود را بدان صفات مي آراست. به هنگام جواني در ميان جمع و با دوستان خود، گشاده رو و شادمان بود؛ ولي در تنهايي اهل تفکر و همراه با حزن بود. علاقه فراواني به خلوت با خداي خود و پرداختن به راز و نياز و گفتگو باخالق هستي داشت. در زندگي آسان گير، ملايم و خوش خو بود، به روي کسي خيره نمي شد. بيشتر اوقات بر زمين چشم مي دوخت و با بينوايان و فقرا که از نظر ظاهري در جامعه و نگاه دنياطلبان احترام چشمگيري نداشتند. نشست و برخاست مي کرد، با آنان همسفره مي شد.

ادامه نوشته

امام خمینی در کلام شهدا

_ امروز روزی است که باید از ولایت فقیه پشتیبانی کنیم و تمام پیروزی ها و شرافت ها و همه اینها از ولایت فقیه است ، ولایت فقیه ستون دین می باشد، پیرو خط امام باشید.

شهید غلامرضا عباسی- مازندران

_ امام را تنها نگذارید که اگر خدای نکرده امروز امام تنها بماند هزاران سال دیگر باید از حسرت بسوزیم وصیت من این است که در خط ولایت فقیه باشید و از تفرقه و جدایی بپرهیزید.

شهید سید جواد هاشمی- مازندران

_ به کلیه مسلمانان ایرانی عرضه می دارم که دست از حمایت امام امت روح الله خمینی بت شکن بر ندارید که در حقیقت چراغ هدایت برای جوامع اسلامی و خاری به چشم بیگانگان می باشد و بدانید هرکس به اینها متمسک شد نجات می یابد هر کس تخلف و سرپیچی کند به هلاکت می رسد.

شهید غلامرضا داوودی- مازندران

 _ کوردلان باید بدانند که این انقلاب نوری است الهی و رهبری این انقلاب تحفه ای الهی برای نجات مستضعفان است و امام اقیانوس فضیلت و کرامت و شجاعت است؛ باید امام را با افق گسترده تر بنگرید بدانید که امام وارث مکارم تمام انبیا است امروز امام در جهان حاکی از مظهر شرافت و کرامت انسانیت است و تمام تجربیات و اندوخته های تاریخ در امام نهفته است.

شهید محمد رضا خلیلی – مازندران

_ این شمائید که باید نور هدایت امام عزیز و سایه سار ولایت فقیه که قلب و کانون اسلام است ، از میهن اسلامی و کیان اسلام حراست و پاسداری کنید.

شهید شهریار رحیمی کلاریجانی – مازندران

_ از شما می خواهم که همیشه طرفدار خط ولایت فقیه و رهبری باشید چون یکی از مسئولیت های شیعه بودن داشتن رهبری در جامعه است و جامعه بدون رهبر رو به سراشیبی و سقوط و هلاک استو

شهید محمود اسماعیلی- مازندران

_ از اسلام راستین تحت رهبری امام و ولایت فقیه که در واقع در استمرار تداوم حرکت اولیای و انبیاء می کوشند دست نکشید و از آنان پشتیبانی کنید.

شهید اسماعیل صفری – مازندران

 

میتوان شادتر بود:

_ بیشتر از گذشته کتاب بخوانید.

_ روزانه حدود 10 تا 20 دقیقه سکوت کنید و بیشتر به فکر بپردازید.

_ کمتر از 7 ساعت نخوابید.

_ زندگی خود را با هیچکس مقایسه نکنید.

_ افکار منفی تداشته باشید در عوض انرژی خود را صرف افکار مثبت کنید.

_ کاری که بیش از حد توان شماست انجام ندهید.

_ انرژی خود را صرف دقت در امور دیگران نکنید.

_ زندگی کوتاه تر از این است که نسبت به دیگران تنفر داشته باشید پس از دیگران متنفر نباشید.

_ هیچکس مسئول خوشحال کردن شما نیست جز خود شما.

_ زندگی به مدرسه ای می ماند که باید در آن چیزی بیاموزید مشکلات هم قسمتی از برنامه درسی شماست.

_ دلیلی ندارد که همیشه برنده شوید.

_ گاهی به خانواده و اقوامتان خصوصاً پدر و مادرتان زنگ یا سری بزنید.

_ خطای هر کسی را به خاطر خوبی هایش ببخشید.

_ سعی کنید در روز حداقل به سه نفر لبخند بزنید.

_ یاد بگیرید اینکه دیگران راجع به شما چه فکری می کنند به شما مربوط نیست.

_ زمان بیماری شغلتان به کمک شما نمی آید، بلکه دوستانتان به شما کمک می کنند پس با آنها بیشتر در ارتباط باشید.

_ محبت درمانگر بی نظیری است.

_ هر موقعیتی چه خوب چه بد گذراست.

_ مهم نیست چه احساسی دارید؛ باید به پا خیزید، تمیزترین لباس خود را تن کرده و در جامعه حضور پیدا کنید.

_ همین که صبح از خواب بیدار میشوید باید خدا را شکر کنید.

_ در وعده های غذایی، بیشتر از سبزیجات و میوه ها استفاده کنید.

_ با انرژی، شور،اشتیاق، دلسوزی و همدلی زندگی کنید.

_ ورزش را فراموش نکنید.

       

             جهان منور شد از روی دل آرایتان

در روز سوم شعبان سال 6 هجری آقای شهیدان و سرور و سالار شیعیان جهان حضرت اباعبد الله الحسین الشهید علیه السلام عالم را به نور خود منور فرمود.

القاب امام حسین علیه السلام

نام مبارک آن حضرت در تورات شبیر و در انجیل طاب است. پدرشان مولانا مقتدا امیر المومنین علی بن اب طالب علیه السلام است و مادرشان حضرت ولیة الله و حبیبة الخاتون دو سرا صدیقه ی کبری فاطمه زهرا سلام الله هستند کنیه آن حضرت اباعبدالله و کنیه خاص آن حضرت ابوعلی است.

القاب حضرت: شهید، السعید، سبط الثانی، الامام الثالث، الطیب، الوفی، السید، الزکی، المبارک، التابع لمرضات الله است.

پیامبر صلی الله در ولادت امام حسین علیه السلام

هنگامی که خبر ولادت آن حضرت را به پیامبر صلی الله دادند به خانه امیر المومنین آمدند و به اسماء فرمودند مولود را بیاورد . اسماء حضرت را در پارچه ای سفید پیچید و نزد رسو الله صلی الله آورد، پیامبر در گوش راست حضرت اذان گفت و در گوش چپ آن حضرت اقامه گفت ؛ روز اول یا هفتم ولادت حضرت امین وحی جبرئیل فرود آمد و عرض کرد : ( سلام خداوند بر تو باد ای پیامبر، این نوزاد را به نام پسر کوچکتر هارون شبیر نام بگذار که در عربی می شود حسین چون علی علیه السلام بسان هارون بر موسی بن عمران است.،جز آنکه شما خاتم پیامبرانی ) سپس تمامی ملائکه برای عرض تبریک و تهنیت نزد رسول الله آمدند و به خانه ی مولا علی آمدند و مقداری از خاک کربلا را با خود آوردند.

یکی از معجزات روز ولادت آن حضرت این بود که فطرس ملک یا دردائیل پناه به آن امام مظلوم آورد و خداوند او را بخشید و با دستان حسین علیه السلام بال شکسته اش را شفا بخشید و او را به مقام قبلی اش باز گردادند.

دوران زندگی امام حسین علیه السلام

آن حضرت شش سال و چند ماه با جد گرامی و بزرگوار خود حضرت رسول الله بود. مدت سی سال با پدر بزرگوار خود حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام زندگی کرد و در جنگهای جمل و صفین و نهروان شرکت داشت.

در دوران زمامداری قاصبانه ی عمر امام حسین علیه السلام در ده سالگی وارد مسجد شد و خلیفه ی دوم را بر منبر پیامبر صلی الله مشاهده کرد که سخن می گفت، از منبر بالا رفت و فریاد زد:( از منبر پدرم فرود آی) بعد از شهادت پدرش همراه و شریک درد و رنجهای برادرش امام حسن علیه السالم بود و شاهد بود که معاویه و دیگر کافران و منافقان چگونه دهان آلوده خودشان را به بدگویی از پر بزرگوارش و برادر گرامی اش باز می کردند.

پس از آنکه امام مجتبی علیه السلام را شهید کردند امامت به وجو سراپا جود ایشان رسید و بعد از مصائب و اذیت ها و زخم زبانها سر انجام امام را مظلومانه در دشت کربلا به شهادت رساندند.

و لعن الله اعداء ظالمیهم

ولادت قمر منیر بنی هاشم

عباس دلی که پای بست تو بود                                  مشتاق لقای حق پرست تو بود

امروز چه کرده ای که فردا زهرا                               اسباب شفاعتش دو دست تو بود

در روز 4 شعبان سال26 هجری سقای کربلا و علمدار نینوا حضرت قمر منیر بنی هاشم ابالفضل العباس به دنیا آمد. نام مشهور آن حضرت عباس علیه السلام است.

به ان حضرت ابوالفضل، ابوالقربه، قمر بنی هاشم، باب الحوائج، عبد الصالح و سقتا می گفتند.مرحوم مقرم به نقل از مدارک تاریخی گفته که لقب آن حضرت سقا بوده است .پدرشان امیرالمومنین علی علیه السلام و مادرشان حضرت ام البنین فاطمه علیها سلام دختر خزام کلابیه است.

آن حضرت خوش سیما و زیبارو بود و به همین دلیل به ماه بنی هاشم ملقب شد. قامتی بلند و بازوهایی قوی داشت و بر اسب که می نشست و پا در رگاب می نمود زانوهای مبارکش تا گردن اسب میرسید.

مظهر جلال و جبروت حضرت کردگار بود و در شجاعت و صفات بعد از امام حسن و امام حسین سرآمد اولاد امیرالمومنین بود.آن حضرت سپهسالار و علمدار مظلوم کربلا بود.

ولادت امام زین العابدین علیه السلام

در روز 4 شعبان سال 38 هجری در زمان امیرالمومنین علیه السلام حضرت امام زین العابدین علی بن الحسین به دنیا آمد حضرت در روز شنبه در منزل حضرت زهرا سلام الله به دنیا آمدند. نام مبارک آن حضرت علی و مشهورترین لقب ایشان زین العابدین و سجاد است.

پدر بزرگوار ایشان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام سرور و سالار شهیدان و مادر بزرگوارشان حضرت شهربانو بودند.

امام سجاد علیه السلام دو سال از عمر با برکتش را با جد بزرگوارش امام علی علیه السلام بود و بقیه ی عمرش را همراه عموی مکرم و مظلومش امام حسن علیه السلام و پدر والا مقامش امام حسین علیه السلام سپری شد، در واقعه جانسوز کربلا شاهد شهادت پدر، عمو بستگان و اصحابشان بودند و همراه عمه اش زینب کبری سلام الله و دیگر اسرا به کوفه و شام رفتند در کوفه و شام جسارت ها به آن حضرت و اهل بیت نمودند ولی ایشان با ایراد خطبه ای نورانی از اهل بیت و عصمت دفاع فرمودند در کاخ یزید در حالی که با دیگر اهل بیت به یک ریسمان بسته شده بودند رو به یزید کرده و فرمودند:( ای یزید، چه گمان به پیامبر میبری اگر از ما را در این وضع بیند؟)

نامه ای به امام زمان(عج)

به نام آفریدگار یاس ها ی لطیف و سپیدو سلام بر بهشتیان

درجاده ای به بلندای تاریخ درانتظارت نشسته ام و تو ای تکسوار مرکب عشق دیوار ذل به سوی توست، در پس کوچه های فراق و غربت زار و پریشان به دنبال تو می گردم و عاجزانه ترین نگاه ها را نثارت می کنم، ببین که ضمیر دلم بی تو کوهی از تنهایی است.

کجایی ای ترنم زیبای بهاری، ای بهانه بارش ابرها ، ای صدای خسته زمین به گوش فلک، ای سرو بلند سروستان طاها! چقدر طولانی است سفرت، آن روز که برای اولین بار رفتی، نمی دانستم چنین سفر طولانی در پیش داری شاید آن روز خودت هم نمی دانستی؟!

بیا نگاه کن اطلسی هایم پژمرده شده اند و شب بو ها دیگر باز نمی شوند؛ چقدر سخت است انتظار، اصلاً انتظار چه واژه غریب و تنهایی است، انگار که این واژه را برای تو آفریده اند.   هوای قفس سرد و زخمی است، بوی درد را می دهد، بوی شکنجه می دهد، بوی اسارت را می دهد، بوی مرگ را می دهد، قمریان یکی یکی می میرند و لحظه لقایت را با خود دفن می کنند و تو همچنان دوری، دورتر از دور، زمین چون کویری تشنه است و در نیایش شبانه تو را می خواند، پرستوهای مهاجر در کوچشان تو را می خوانند، و قمریان در بند آواز تو را سر می دهند و آواز وصالت را، روزها از پی هم می آیند و می روند و عمرها به پایان می رسند، پس چرا نمی آیی ای عزیز، ای رو شن تر از سپیده، چرا نمی آیی ای بهانه ی دل ابری من؟ من تو را در قفس تماشا می کنم، در سکوت دریایی رود، درهق هق ابر، در ناز برگ گل سرخ به هنگام نسیم.

خدایا! این شب ظلمانی کی تمام می شود و سحر سوار بر مرکب نور کی از راه می رسد؟        بهارا! ای روشن ترین ترانه امید و ای آشنای صمیمی ، ای امید امیدواران ، ای شمس عالم افروز که با نقاب غیبت به پشت ابرها پنهانی ، بیا، بیا که دیگر زمین به سختی نفس می کشد، صدای ناله ات از دور می آید ، کجایی؟ تورا می بینم؟ بیا و از خود برایم بگو، از دردی که در دل داری، ساعت ها برایت از غم ایام شکوه کردم ، ناله کردم و گریستم، ساعت ها در مکان بی نام و نشانت به دنبالت گشته ام، چه می شود لحظه ای مهمان دل طوفان زده من باشی، بیایی و از داغ های نهان در دل بگویی؛ از تاریخ طوفان زده ، از هستی سربریده حق ، از غربت و تنهایی آلاله ، از یاس کبود، از سینه صدچاک شده شقایق، و از شاخه طوبی.

ادامه نوشته