معجزات پیامبر

نوع اول: معجزاتی است که متعلق است به اجرام سماویه مانند شق القمر و ردالشمس و تظلیل غمام و نزول باران و نازل شدن مائده و طعام ها و میوه ها برای آن حضرت از آسمان و غیر ذلک و ما در اینجا به چهار امر از آنها اکتفا می کنیم:
شق القمر: سوره قمر/آیه 54 :نزدیک شد قیامت و به دو نیم شد ماه و اگر بینند آیتی و معجزه ای روی گردانند و می گویند سحری است پیوسته.
اکثر مفسران خاصه و عامه روایت کرده اند که این آیات وقتی نازل شد که قریش در مکه از آن حضرت طلب معجزه کردند حضرت اشاره به ماه فرمودند به قدرت حق تعالی به دو نیم شد و در بعضی روایات آمده است که آن در شب چهاردهم ذی قعده بود.
ردالشمس:
علمای خاصه و عامه به سند های بسیار از اسماء بنت عمیس و غیر او روایت کرده اند که روزی حضرت رسول الله صلی الله حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام را پی کاری فرستاد و چون وقت نماز عصر شد و نماز عصر گذاردند حضرت علی علیه السلان آمد در حالی که نماز نگذارده بود حضرت رسول الله سر مبارک خود را در دامن او نهاد و به خواب رفت و وحی به اونازل شد سر خود را به جامه پیچید و مشغول شنیدن وحی شدتا نزدیک شد که آفتاب فرو رود و وحی منقطع شد، حضرت فرمود: یا علی نماز نکرده ای؟ گفت: نه یا رسول الله نتوانستم سر مبارک تو را از دامن خود دور کنم. پس حضرت فرمود خداوندا! علی مشغول طاعت تو و طاعت رسول تو بود پس آفتاب را برای او برگردان . اسماء می گوید: والله دیدم آفتاب برگشت و به جایی رسید که بر زمین تابید و وقت فضیلت نماز عصر برگشت و حضرت نماز گذارد و باز آفتاب فرو رفت.
ریزش باران:
ایضاً خاصه و عامه روایت کرده اند که چون قبایل عرب با هم اتفاق کردند در اذیت آن حضرت، حضرت فرمود که خداوندا عذاب خود را سخت کن بر قبایل مضّر و بر ایشان قحطی بفرست مانند قحطی زمان حضرت یوسف، پس باران هفت سال بر ایشان نبارید و در مدینه نیز قحطی به هم رسید
اعرابی از جانب عرب آمد و به آن حضرت استغاثه کرد که درختان ما خشکید و گیاهان ما منقطع گردید و شیر در پستان حیوانان و زنان ما نمانده و چهارپایان ما هلاک شدند ؛ پس حضرت بر منبر آمد و حمد و ثنای حق تعالی ادا نمود و دعای باران خواند و در اثنای دعای آن حضرت باران جاری شد و یک هفته بارید و چندان باریدن گرفت که اهل مدینه به شکایت در آمدند و گفتند: یا رسول الله می ترسیم غرق شویم و خانه هایمان منهدم شود، پس حضرت اشاره فرمود به سوی آسمان و فرمود: خداوندا بر حوالی ما بباران و بر ما نباران و به هر جا که اشاره می فرمود ابر گشوده می شد و بارش از مدینه قطع شد و بر اطراف مدینه مانند سیلاب می بارید و بر مدینه یک قطره نمی بارید به طوری که یکماه بعد سیلاب ها و رودخانه ها در اطراف مدینه جاری بود.
اگر چه بال و پر ناتوانمان دادند