فلسفه واقعی بعضی از احکام بخصوص عبادات برای ما روشن نیست و آنچه به طور کلی می توان گفت این است که اگر به ما دستور می دهند که فلان نماز را آهسته بخوانید و آن یکی را بلند و نماز ظهر و عصر چهار رکعت و امثال اینها، همه برای این است که میزان تسلیم ما در برابر اوامر الهی معلوم شود و ببینند که آیا ما که در نماز می گوییم (إیاک نعبد: فقط تو را می پرستم) درست است یا نه و اگر ما یقین کرده ایم که خداوند همه کارهایش از روی حکمت و از روی علم و آگاهی است و اوامر و نواهی را از روی رعایت مصالح و مفاسدی که برای بندگی دارد تنظیم کرده است دیگر جای سؤالی از علت باقی نمی ماند و بنده واقعی کسی است که تسلیم محض باشد ؛ در مورد بعضی اجزا فلسفه هایی ذکر شده است، مثلاً در مورد سجده در حدیثی از امیرالمؤمنین علت دو سجده چنین بیان شده است که تأویل سجده اول آن است که خدایا ما را از خاک آفریده ای ( اشاره به آیه منها خلقناکم) و تأویل سجده دوم این است که دوباره ما را به خاک برمی گردانی ( اشاره به دنباله آیه و منها نخرجکم) و در مورد فلسفه رکوع چنین آمده است:

1-    بهترین حالت تعظیم و بزرگداشت خدا ؛ رکوع نمایشگر و نمودار خضوع انسان در برابر قدرتی است که او را فراتر از خود می داند و مسلمانان چون خدا را بهترین و بالاترین قدرت می دانند در برابر او رکوع می کنند و در برابر هیچ کس و هیچ چیز دیگر سر خم نمی کنند.