شیطان از دست امت پیامبر زجر میکشد

روزی پیامبر اکرم صلی الله شیطان را حاضر در مسجد الحرام دید پیش او رفت و فرمود: ای ملعون چرا ناراحت هستی؟ شیطان گفت: از دست تو و امت تو ناراحت هستم. حضرت فرمود: چرا از دست من ناراحتی؟ شیطان گفت: چون این همه تلاش می کنم که مردم را گمراه کنم ولی تو در قیامت آنها را شفاعت می کنی و تمام زحمات مرا به هدر میدهی به خاطر همین من با تو دشمن هستم و از تو بدم می آید. حضرت فرمود: از دست امتم چرا ناراحتی؟ شیطان گفت: امت تو خصوصیاتی دارند که امتهای دیگر ندارند: اول اینکه وقتی به هم می رسند سلام می کنند و سلام نام خداست و من از این اسم می ترسم. دوم اینکه: وقتی همدیگر را می بینند به یکدیگر دست می دهند که تا دستهایشان از هم در نیامده گناهانشان آمرزیده می شود. سوم اینکه: بعد از غذا خوردن الحمد لله می گویند. چهارم آنکه وقتی اسم تو می آید: بلند صلوات می فرستند و آنقدر ثواب آن زیاد است که من فرار میکنم. پنجم اینکه وقتی میخواهند کاری بکنند إن شاء الله می گویند و من نمی توانم در کارهایشان مداخله کنم و آنها را برهم بزنم. ششم آنکه: صدقه می دهند و وقتی صدقه می دهند گناهانشان آمرزیده می شود و هم هفتاد نوع بلا را از خود دور می کنند به همین اکرم نبی اکرم صلی الله فرمودند: ( وقتی انسان دستش را در جیبش می برد که پولی را صدقه دهد هفتاد شیطان دست او را می گیرند تا او را منصرف کنند و نگذارند که او صدقه بدهد.)

ادامه نوشته

شیطان شناسی

شیطان از جنس جن است و از آتش خلق شده است و قبل از آنکه از بهشت رانده شود خدا را بسیار عبادت می کرد به همین دلیل عزرائیل نام گرفت. حضرت علی علیه السلام فرمودند: شیطان هفتاد هزار سال خدا را عبادت کرد و فقط یک نماز دو رکعتی او چهار هزار سال طول کشید. وقتی خدا انسان را آفرید و در آن روح دمید به تمام ملائکه ها دستور داد تا به آدم سجده کنند و همه سجده کردند به غیر از ابلیس که به خدا گفت: مرا از آتش آفریده ای و او را از گل بدبو، پس مقام من از او بالاتر است و برای او سجده نمی کنم، سپس خداوند به او گفت: از درگاهم بیرون برو که تو از رانده شدگان هستی، شیطان به خدا گفت: من هفتاد هزار سال تو را عبادت کردم و خودت فرمودی هرکس مرا عبادت کند عبادتش را بی نتیجه نمی گذارم و عوضش را به او میدهم. خداوند فرمود هرچه بخواهی در دنیا به تو عطا می کنم. شیطان گفت : اول اینکه اجازه بدهی تا روز قیامت زنده بمانم. خداوند فرمود: تا روز معلومی تو را مهلت میدهم، دوم اینکه در مقابل هر یک از فرزندان آدم دو فرزند به من عطا کنی تا براو مسلط کنم تا او را به گمراهی بکشانم، خداوند باز هم قبول کرد،

ادامه نوشته