صفات خدا
صفات خداوند
معنىشناسى صفات خدا
اسم اعظم
مقصود از اسم اعظم چیست؟
اگر اراده صفت ذات است، چرا روایات آن را از صفات فعل مىدانند؟
در احادیث اسلامى وارد شده كه در میان اسماى خدا، اسم اعظمى است و هركس خدا را به آن اسم بخواند دعاى او مستجاب مىشود، اكنون سؤال مىشود كه آیا واقعا، این اسم، از قبیل الفاظ استیا براى آن حقیقت و واقعیت دیگرى است؟ !
پاسخ
«در میان مردم مشهور است كه خدا اسمى از قبیل الفاظ به نام اسم اعظم دارد كه هرگاه به آن اسم خوانده شود، دعا مستجاب مىشود; ولى به هنگام مراجعه به اسماى لفظى، چنین اسمى را پیدا نكردند. از این جهت گفتهاند این اسم با حروف مجهول براى ما تركیب یافته و اگر ما بر آن دستیابیم، همه چیز را تحت ارادهى خود مىآوریم. البته در برخى از روایات اشاراتى به این نظر هست، چنان كه وارد شده است كه بسم الله الرحمن الرحیم به اسم اعظم نزدیكتر از سفیدى چشم به سیاهى آن است و نیز آمده است كه در آیة الكرسى و اول سورهى آلعمران، حروف اسم اعظم پخش شده است و یا در میان حروف سوره حمد موجود است و امام آن حروف را مىشناسد و آنها را تركیب مىكند و دعاى او مستجاب مىشود.
صفات خداوند در یك تقسیم بندی كلّی به دو قسم تقسیم میشوند:
1- صفات ثبوتیه، جمالیه، كمالیه: مقصود آن دسته از صفاتی هستند كه كمالی از كمالات خداوند را بیان كرده و جنبۀ ثبوتی و وجودی دارند و نبود آنها نوعی نقص برای خدا محسوب میشود. مانند: علم، قدرت، حیات و... از آنجا كه این صفات با واقعیت ثبوتی و كمالی خود، مایۀ جمال و زیبایی موصوفاند «صفات جمالیه» نیز نامیده میشوند.
2- صفات سلبیه، جلالیه، تنزیهیه، تقدیسیه: آن دسته از صفاتی هستند كه نقص و كاستی را از خدا نفی میكنند. از آنجا كه نقص و كاستی، خود نوعی سلب و نبود كمال است. وقتی ما نبود و سلب كمال را از خدا نفی كنیم به اثبات میرسیم. مثلاً جهل به معنای سلب علم است و سلب جهل به معنای اثبات علم كه خود نوعی كمال است میباشد و به این ترتیب همۀ صفات سلبیه به صفات ثبوتیه بازگشت میكنند. صفات سلبیه مانند: غیر جاهل، غیر عاجز و....
این صفات از آن جهت كه وجود خدا را از كاستیها منزّه میكنند، صفات تنزیهیّه و تقدیسیّه نیز نامیده میشوند و نیز از آن جهت كه شأن خداوند برتر و اجلّ از این است كه به نقص و كاستی متصف شود، صفات جلال نیز نامیده میشوند
اگر چه بال و پر ناتوانمان دادند