بدون تردید حوادثی از درون و برون، انواع بیماریها، میکروبها، انواع حادثه ها و خطراتی که از زمین و آسمان می جوشد، انسان را احاطه کرده اند، مخصوصاً به هنگام کودکی که آگاهی انسان از اوضاع اطراف خود بسیار ناچیز است و هیچگونه تجربه ای ندارد، در هر گامی خطری در کمین او نشسته، و گاه انسان تعجب می کند که کودک چگونه از لابه لای این خطرها جان سالم به در برده و بزرگ می شود، مخصوصاً در خانواده هایی که پدران و مادران آگاهی های کافی از مسائل و امکانات کافی در اختیار ندارند مانند کودکانی که در روستا بزرگ می شوند و در انبوه محرومیت ها ، انواع بیماریها و خطرات بزرگ می شوند.

اگر براستی در این مسائل بیاندیشیم احساس می کنیم که نیروی محافظی هست که ما را در برابر حوادث حفظ می کند و همچو سپری از پیش رو و پشت سر محافظ و نگهدار ماست در بسیاری از مواقع، حوادث خطرناک برای انسان پیش می آید و او به طور معجزه آسا از آنها رهایی می آید بطوری که احساس می کند همه اینها تصادف نیست بلکه نیروی محافظی از او نگهداری میکند. در روایتی از امام باقر علیه السلام می خوانیم که در تفسیر آیاتی می فرماید: به فرمان خدا انسان را حفظ می کند از اینکه در چاهی سقوط کند یا دیواری بر او بیفتد یا حادثه دیگری برای او پیش بیاید تا زمانی که مقدرات حتمی فرا رسد در این هنگام آنها کنار می روند و او را تسلیم حوادث میکنند و دو فرشته اند که در روز و به طور متناوب به این وظیفه می پردازند.

در حدیثی دیگر از امام صادق علیه السلام می خوانیم: هیچ بنده ای نیست مگر دو فرشته با او هستند و او را محافظت می کنند اما هنگامی که فرمان قطعی خداوند رسد او را تسلیم حوادث می کنند بنابراین آنها تنها او را از حوادثی که به فرمان خدا قطعیت نیافته حفظ میکنند.

در نهج البلاغه نیز میخوانیم که امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: با هر انسانی دو فرشته است که او را حفظ می کند، اما هنگامی که مقدرات حتمی فرا رسد او را رها می سازند.