قرآن در غزلیات حافظ:
گاه اشاره او ارزش اخلاقی دارد:
حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی دام تزویر مکن چون دگران قرآن را
اما گاه اشارات او ارزش زندگینامه ای دارد:
حافظا در کنج فقرو خلوت شبهای تار تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور
یا میگوید:
ندیدم خوشتر از شعر تو حافظ به قرآنی که اندر سینه داری
این بیت صراحت بر این دارد که حافظ قرآن را از بر داشته یا می گوید:
ز حافظان جهان کس چو بنده جمع نکرد لطایف حکمی یا نکات قرآنی
که دو نکته از آن بر می آید: 1- خود را حافظ قرآن می شمارد. 2- قایل به این است که بسیاری از مضامین قرآنی را در شعر خود ترجمه تضمین و یا اقتباس کرده است.
فنی ترین اشاره او به قران و آیات قرآنی در این بیت او مشهور است:
عشقت رسد به فریاد ار خود بسان حافظ قرآن ز بر بخوانی در چهارده روایت
بجز موارد مذکور در چند ابیات دیگر بطور صریح به قرآن اشاره کرده است که از آن جمله:
ای چنگ فرو برده به خون دل حافظ شرمت مگر از غیرت قرآن خدا نیست
زاهد ار رندی حافظ نکند فهم چه باک دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند
صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم
در دیوان اشعار وی ده بار نام قرآن آمده است علاوه بر این حافظ در بسیاری دیگر از ابیات خود به آیات و سور قرآن اشاره میکند:
بس که ما فاتحه و حرز یمانی خواندیم وز پیش سوره اخلاص دمیدیم و برفت
فاتحه ای چو امدی بر سر خسته ای بخوان لب بگشا که میدهد لعل لبت به مرده جان
آن که به پرسش آمد و فاتحه خواند و می رود گو نفسی که روح را میکنم از پیش روان
گاه هست که از کلمه قرآن استفاده نکرد ولی به ان اشاره دارد:
چو حافظ گنج او در سینه دارم اگر چه مدعی بیند حقیرم
گنج او استعاره از قرآن کریم است که در جای دیگر نیز بکار برده است:
با چنین گنج که شد خازن او روح امین به گدایی به در خانه شاه آمده ایم
یک وجه دیگر از پیوند حافظ با قران این است کهآیات یا روایاتی را عیناً با اندک تصرفی تضمین و درج و یا نقل و معنی و ترجمه کرده است:
چشم حافظ زیر بام قصر آن حوری سرشت شیوه جنات تجری تحتها الانهار داشت
یا ( سلامٌ هی حتی مطلع الفجر) به جای سلامٌ هی:
شب وصل است و طی شد نامه ی هجر سلامٌ فیه حتی مطلع الفجر
یا در قطعه ای دو بیتی یک عبارت کامل قرآن را آورده است:
تو نیک و بد خود هم از خود بپرس چرا بایدت دیگری محتسب
و من یتتق الله یجعل له و یرزقه من حیث لا یحتسب
که عبارت قرآنی ان در اصل چنین است: ( و من یتّق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب)
ساختمان غزل حافظ متأثر از قران است، قرآن و دیوان حافظ هر دو توسن اند: زود آشنا ولی دیریاب، بایک یا دو بار خواندن؛ مخصوصاً اگر بدون حضور قلب و قصد قربت باشد راهی به درونشان نمی توان برد. از طرف دیگر هر دو سهل التناول می نمایند: بسیاری کسان بوده و هستند که فقط سواد خواندن قران و یا دیوان حافظ را دارند.
اگر چه بال و پر ناتوانمان دادند