ضرورت ها

زیربنای مدیریت‏ها
در تمام ملّت‏ها و دولت‏ها نوعی مدیریت و سیاست برای اداره کشور و مردم وجود داشته و دارد.
گرچه مباحث «مدیریتی» را بسیاری به دوران پدید آمدن کارخانه‏ها و مجتمع‏های کارگری و اقتصادی نسبت می‏دهند، و نوع روش‏های برخوردی کار فرمایان با کارگران را به نقد و ارزیابی می‏گذارند.
امّا هم اکنون مبحث، چگونگی اداره انسان‏ها در مراکز گوناگون اقتصادی، نظامی، سیاسی، اجتماعی، بهداشتی، نوعی با مباحث مدیریت در ارتباط است که هر یک از دولت‏ها و ملّت‏های کنونی جهان تلاش می‏کنند تا با راه و رسم و آداب و رسوم و نوآوریهای خاصّ خودشان «مدیریت» را تعریف کنند و فرد و جامعه را اداره نمایند.
از ظهور اوّلین تئوری‏های مدیریت تیلوریسم در غرب تا کنون که انواع تئوری‏های مدیریت سامان یافت
و پس از دوران‏های خاصّی مورد نقد و ارزیابی قرار گرفته و سپس دچار فروپاشی شد،
همواره کارشناسان امور سیاسی، اجتماعی، نظامی بر این مهم پا می‏فشارند که چگونه باید «فرد» و «جامعه» را اداره کرد که همگان به حقوق خویش رسیده و جامعه انسانی به خوبی اداره گردد، و هر روز فرد و جامعه به سوی رشد و تکامل در حرکت باشند.
نه کارگران بر ضد کار فرمایان شورش کنند. و نه کارفرمایان حقوق کارگران را نادیده انگارند. و انسان‏ها در کار و تلاش مداوم به حقوق لازم خود رسیده و شخصیّت آنان محفوظ ماند.

اصل سعه صدر و تحمل مشکلات
یکی دیگر از اصولی که در تمام مدیریت‏ها نقش تعیین کننده و کاربردی دارد، اصل «سعه صدر» و قدرت تحمّل یکدیگر در خانواده‏ها است.
اگر پدران و مادران بچه را درک کرده و مشکلات آنان را تحمّل کنند.
اگر زن و شوهر ناملایمات زندگی را به خوبی تحمّل کنند؛
کانون گرم خانواده تداوم یافته و فرزندان به خوبی تربیت می‏شوند که حضرت امیرالمؤمنین‏علیه السلام به این حقیقت میان همسران اشاره می‏فرماید که:  بردباری و تحمّل سختی‏ها، ابزار ریاست است.
و آنگاه به نکته ظریف دیگری در روابط همسران اشاره می‏فرماید که:
" 2 ".
«آزار زن شیرین است.»

اصل فرهنگ پرهیز و حجاب
یکی دیگر از ویژگی‏های مدیریت خانواده در منظر نهج‏البلاغه، رعایت اصل «فرهنگ پرهیز» است.
اگر محیط خانواده از تهاجم بیگانه محفوظ باشد. هر نامحرمی به حریم خانواده راه نیابد. هرگونه روابط صحیح و ناصحیحی شکل نگیرد.
رفت و آمد دیگران و نامحرمان کنترل و با حفظ حجاب انجام پذیرد و محدوده روابط اجتماعی زنان و مردان مشخّص باشد. اصل حجاب رعایت شود.
اصل «پرهیز» در رفت و آمدها در روابط اجتماعی، در مهمانی‏ها و پذیرائی‏ها حفظ شود
سلامت خانواده‏ها نیز تضمین است که حضرت امیرالمؤمنین‏علیه السلام فرمود:
در پرده حجاب نگاهشان دار، تا نامحرمان را ننگرند، زیرا که سخت گیری در پوشش، عامل سلامت و استواری آنان است، بیرون رفتن زنان بدتر از آن نیست که افراد غیرصالح را در میانشان آوری، و اگر بتوانی بگونه‏ای زندگی کنی که غیر تو را نشناسند چنین کُن

اصل اعتدال گرایی در خانواده (رعایت اصل صداقت)
یکی دیگر از ویژگی‏های «مدیریت خانواده» اصل «اعتدال گرایی» است،
همواره ستایش بیجا و تندروی‏ها و کاستی‏ها در ستودن دیگران نکوهیده و مشکل آفرین است.
زن و مرد باید با صداقت و یکدلی زندگی کنند، تا لباس زیبای یکدیگر باشند، و روح و روان یکدیگر را به آرامش برسانند.
به یکدیگر راست بگویند، ستایش‏ها و نقدها عادلانه باشد. از سوءظن و بدگمانی پرهیز کنند.
یکدیگر را بیش از آنچه که هستند، ندانند و از آرزوها و توقّعات افراطی بپرهیزند که امام علی‏علیه السلام فرمود:
وَلَا تَعْدُ بِکَرَامَتِهَا نَفْسَهَا، وَلَا تُطْمِعْهَا فِی أَنْ تَشْفَعَ لِغَیْرِهَا. وَإِیَّاکَ وَالتَّغَایُرَ فِی غَیْرِ مَوْضِعِ غَیْرَةٍ، فَإِنَّ ذلِکَ یَدْعُو الصَّحِیحَةَ إِلَی السَّقَمِ، وَالْبَرِیئَةَ إِلَی الرَّیْبِ. وَاجْعَلْ لِکُلِّ إِنْسَانٍ مِنْ خَدَمِکَ عَمَلاً تَأْخُذُهُ بِهِ، فَإِنَّهُ أَحْرَی أَلَّا یَتَوَاکَلُوا فِی خِدْمَتِکَ. وَأَکْرِمْ عَشِرَتَکَ، فَإِنَّهُمْ جَنَاحُکَ الَّذِی بِهِ تَطِیرُ، وَأَصْلُکَ الَّذِی إِلَیْهِ تَصِیرُ، وَیَدُکَ الَّتِی بِهَا تَصُولُ. اسْتَوْدِعِ اللَّهَ دِینَکَ وَدُنْیَاکَ، وَاسْأَلْهُ خَیْرَ الْقَضَاءِ لَکَ فِی الْعَاجِلَةِ وَالْآجِلَةِ، وَالدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ، وَالسَّلَامُ.
«مبادا در گرامی داشتن زن زیاده‏روی کنی که او را به طمع ورزی کشانده برای دیگران شفاعت نماید بپرهیز از غیرت نشان دادن بیجا که درستکار را به بیمار دلی، و پاکدامن را به بدگمانی رساند کار هر کدام از خدمتکارانت را معیّن کن که او را در برابر آن کار مسئول بدانی، که تقسیم درست کار سبب می‏شود کارها را به یکدیگر وا نگذارند، و در خدمت سُستی نکنند خویشاوندانت را گرامی دار، زیرا آنها پر و بال تو می‏باشند، که با آن پرواز می‏کنی، و ریشه تواند که به آنها باز می‏گردی، و دست نیرومند تواند که با آن حمله می‏کنی. دین و دنیای تو را به خدا می‏سپارم، و بهترین خواسته الهی را در آینده و هم اکنون، در دنیا و آخرت، برای تو می‏خواهم، با درود.»
اگر مدیریت خانواده با ویژگی‏های یادشده تشکیل و تداوم یابد، می‏تواند فرزندانی سالم تربیت کند که این فرزندان در فردای جامعه اسلامی انواع مدیریت‏های کشور را با سلامت و اصالت اداره کنند.

صفات مدیران در نهج‏البلاغه
بحث مدیریت جامعه، و طرح انواع مدیریت‏ها، یک ضرورت غیر قابل انکار اجتماعی است.
هرجا گروه و جمع و ملّت و قبیله و اُمَّتی وجود دارد، برای رفع نیازها و نیازمندی‏های جوامع بشری با کیفیّت‏های گوناگون، «مدیریت» لازم است.
اداره یک جامعه که دارای اقشار گوناگون اجتماعی است و بر آنها افکار و آراء متفاوتی حاکم است، بدون دستورالعمل صحیح و متناسب با نیازها و منطبق با واقعیّت‏ها ممکن نیست.
تلاش دانشمندان رشته مدیریت آن است که شیوه‏ها و روش‏های صحیح مدیریت جامعه را در هر عصر و زمانی متناسب با همان جامعه، کشف و شناسائی نمایند و دیدگاههای نوین و صحیحی ارائه کنند.
و هر روز که جامعه انسان‏ها رو به کمال و تکامل می‏رود، سطح دانش افراد فزونی می‏یابد و تجربیّات گوناگونی به دست می‏آورد، اختراعات و اکتشافات شگفت آوری انسان‏ها را به سوی اُفُق‏های نُو و روشنی سوق می‏دهد. مبحث «مدیریت» نیز در اشکال گوناگون، ضرورت بیشتری پیدا می‏کند، و اخلاق مدیریت و صفات مدیران دقیق‏تر مورد ارزیابی قرار می‏گیرد.
طبیعی است که اداره جامعه، بدون مدیریتهای صحیح و مترقّی و متکامل ممکن نیست،
و مدیریت‏ها، بدون مدیران لایق و کار آمد، توانمند و بالنده نخواهند شد، پس همانگونه که «ضرورت مدیریت» در جوامع بشری یک اصل غیر قابل انکار است، «صفات والای مدیران» و «اخلاق صحیح مدیریت» نیز یک ضرورت است.

مدیریت اسلامی
مدیریت و کیفیّت اداره جوامع بشری یک بحث عام و آزادی است که متفکّران و اندیشمندان مذاهب و مکاتب و اقوام و ملل گوناگون جهان به آن پرداخته‏اند.
و هرکدام شیوه‏های رفتاری خاصّی را مطرح کرده‏اند.
برای ارزیابی انواع مدیریتها و تدوین اخلاق و صفات مدیران، باید به مرکز اشتراک دیدگاه‏های مدیریتی توجّه داشت، زیرا همه قبول دارند که:
الف- مجتمع انسانی بدون مدیریت به کمال نمی‏رسد.
ب- مجتمع انسانی نیازمند به انواع مدیریت هاست.
پس از درک و اثبات ضرورت مدیریت، آنگاه در تعریف انسان و جامعه انسان‏ها و کیفیّت و شیوه مدیریت، متفاوت می‏اندیشند.
یکی مانند «تیلور» در «مدیریت تیلوریسم» اضافه تولید را ملاک قرار داده به کارگران بگونه ابزار می‏نگرد تا منافع کارفرماها و صاحبان صنایع تأمین گردد.
و دیگری مانند «استاخونوف» روسی در مدیریت نوع شرقی «استاخونوفیسم» به کارگران زیاده از حدّ بها داده، کارفرماها و صاحبان کارخانه‏ها را حذف می‏کند و شعار کُمُون اوّلیّه و حذف مالکیّت خصوصی را مطرح می‏سازد که سرانجام هر دو دیدگاه ناموفّق بوده و دچار فروپاشی می‏گردند.
گروهی دیگر در مدیریت نوین تلاش کردند تا اعتدال را حفظ نمایند که نه کارگران سَر به شورش بردارند و نه کارخانه‏ها تعطیل شود و نه حق و حقوق صاحبان صنایع ضایع گردد.
می‏بینیم که، شکل و نوع مدیریت‏ها به افکار و آراء انسان‏ها گِرِه خورده است تا انسان را، انسان‏ها را نشناسیم، نمی‏توانیم برای نیازهای مدیریتی او دستورالعملی صادر کنیم.
تا نیازمندی‏های واقعی جوامع بشری را به خوبی درک نکنیم نمی‏توانیم در تدوین اخلاق و صفات مدیران موفّق باشیم. و چون انسان، انسان را نمی‏شناسد و انسان موجودی ناشناخته است و تنها آفریدگار انسان، صلاح و فساد او را تشخیص می‏دهد، از این رو باید از وحی الهی و ره‏آورد تعالیم پیامبران آسمانی کمک گرفت. تا با استفاده از رهنمودهای کتب آسمانی بهتر بتوانیم راه و رسم اداره جامعه انسان‏ها را شناسائی کنیم. که مدیریت الهی و مدیریت اسلامی، برأساس ضرورت های یادشده مطرح می‏شود و سامان می‏گیرد. زیرا پروردگار هستی انسان را آفریده و از همه جوانب گسترده روح و جسم آدمی با خبر است، و روانشناسی حاکم بر زندگی فردی و اجتماعی او را می‏داند.
و هزاران پیامبر معصوم و پاک را با کتاب و دستورالعمل کامل آسمانی فرو فرستاد تا راه و رسم زندگی را بیان کنند و مجتمع‏های انسانی را با بهترین و متکامل‏ترین قانون آسمانی اداره نمایند. پس در اصل «ضرورت مدیریت» اختلافی نیست. همه اختلاف‏ها و درگیری‏ها بر این محور تکیه دارد که نوع مدیریت بشری باشد یا الهی؟
دستورالعمل مدیران جوامع بشری را انسان‏ها تدوین کنند یا خدای انسان آفرین؟ بایدها و نبایدهای انواع مدیریت‏ها را انسان‏ها تعیین کنند؟ یا پیامبران آسمانی؟ مدیریت اسلامی یا انواع مدیریت‏های الهی در حکومت پیامبران آسمانی، بر ضرورت‏های زندگی اجتماعی انسان و بر واقعیّت‏های حاکم بر جوامع انسانی تکیه دارد که:
مدیریت‏ها برأساس حقّ و واقعیّت سامان می‏گیرند. و نوع و شکل مدیریت را وحی تعیین می‏کند. و اخلاق مدیران را خدای آفریدگار نظام هستی مشخّص می‏فرماید.

صفات مدیران
در مدیریت‏های موجود جهان، از مدیریت کلاسیک تا نئوکلاسیک، از مدیریت اقتصادی تا دولتی، از مدیریت نوع غربی یا شرقی، همه‏جا برأساس تفکّرات انسانی و تجربه‏های فردی یا جمعی، دستوالعمل‏ها و مقرّراتی را کشف و تهیّه و تدوین نمودند. که از نظر کاربردی در گذشت زمان، برای انطباق باواقعیّت‏های موجود جامعه بارها و بارها تغییر کرد و دگرگون شد، و هر روز دستخوش تغییرات أساسی است، گرچه مبانی و اصول مشترکی نیز دارد.
در شرح وظائف مدیریتهای بشری هر از چندگاه منافع قشری از دیگر طبقات جامعه، منافع کارفرماها، دولت‏ها، صاحبان صنایع، یا بعکس کارگران مطرح شده است. و هر نظریّه پردازی تلاش کرده است تا از ماشین آلات و نیروی انسانی حدّاکثر استفاده را بکند.
اگر «اخلاق مدیریت» تدوین کرده‏اند، برای آن بود که کارگران شورش نکنند، به کار و تولید ادامه دهند، و تا حدودی در منافع صنایع خصوصی یا دولتی سهیم باشند، نه از آن نظر که انسانند و ارزش‏های انسانی مورد توجّه است، و مدیریت‏ها در چهارچوب ارزش‏ها شکل می‏گیرد و برای احیاء ارزش‏ها تلاش می‏کنند.
بلکه بحث آنان برای اضافه تولید، و افزایش سرمایه است که چگونه کارگران را راضی نگهدارند تا دلسرد نشوند و دست از تولید بر ندارند؟ در صورتی که در مدیریت اسلامی و صفات مدیران در نهج‏البلاغه، انسان در خدمت ماشین نیست. انسان در خدمت تولید نیست. انسان در تولید و کار خلاصه نمی‏شود. و برخورد دولت و صاحبان صنایع با کارگران نباید برخورد ابزاری باشد، که انسان هدفدار است و انواع مدیریت‏ها نیز برای تحقّق اهداف والای انسانی، الهی باید تلاش کنند. از دیدگاه نهج‏البلاغه، انواع مدیریتها باید در خدمت انسان‏ها باشند که نوعی عبادت به حساب می‏آید. و مدیران جامعه اسلامی، خدمتگزاران توده‏های مردم و بندگان خدا هستند، که فرمودند: رَئیسُ الْقَوْمِ خادِمُهُم بزرگ و مدیر مردم خدمتگزار مردم است حضرت امیرالمؤمنین‏علیه السلام در نامه 53 نهج‏البلاغه به یکی از بزرگترین مدیران سیاسی،نظامی کشورش، مالک اشتر می‏نویسد: وَأَشْعِرْ قَلْبَکَ الرَّحْمَةَ لِلرَّعِیَّةِ، وَالَْمحَبَّةَ لَهُمْ، وَاللُّطْفَ بِهِمْ، وَلَا تَکُونَنَّ عَلَیْهِمْ سَبُعاً ضَارِیاً تَغْتَنِمُ أَکْلَهُمْ، فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ: إِمَّا أَخٌ لَکَ فِی الدِّینِ، أَوْ نَظِیرٌ لَکَ فِی الْخَلْقِ
مهربانی با مردم را پوشش دل خویش قرارده، و با همه دوست و مهربان باش. مبادا هرگز، چونان حیوان شکاری باشی که خوردن آنان را غنیمت دانی، زیرا مردم دو دسته‏اند، دسته‏ای برادر دینی تو، و دسته دیگر همانند تو در آفرینش می‏باشند. در مدیریت اسلامی خدا محوری، و تقوی گرایی اساس کار و سازندگی است و همه چیز با معیار تقوا ارزیابی می‏گردد.
امام علی‏علیه السلام شیوه برخورد و اصول مدیریت را در نامه خود به مالک اشتر از تقوا و خداگرایی آغاز می‏کند و می‏فرماید: أَمَرَهُ بِتَقْوَی اللَّهِ، وَإِیثَارِ طَاعَتِهِ، وَاتِّبَاعِ مَا أَمَرَ بِهِ فِی کِتَابِهِ: مِنْ فَرَائِضِهِ وَسُنَنِه، الَّتِی لَا یَسْعَدُ أَحَدٌ إِلَّا بِاتِّبَاعِهَا، وَلَا یَشْقَی إِلَّا مَعَ جُحُودِهَا وَإِضَاعَتِهَا، وَأَنْ یَنْصُرَ اللَّهَ سُبْحَانَهُ بِقَلْبِهِ وَیَدِهِ وَلِسَانِهِ؛ فَإِنَّهُ جَلَّ اسْمُهُ، قَدْ تَکَفَّلَ بِنَصْرِ مَنْ نَصَرَهُ، وَإِعْزَازِ مَنْ أَعَزَّهُ. وَأَمَرَهُ أَنْ یَکْسِرَ نَفْسَهُ مِنَ الشَّهَوَاتِ، وَیَزَعَهَا عِنْدَ الْجَمَحَاتِ، فَإِنَّ النَّفْسَ أَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ، إِلَّا مَا رَحِمَ اللَّهُ.
او را به ترس از خدا فرمان می‏دهد، و اینکه اطاعت خدا را بر دیگر کارها مقدّم دارد، و آنچه در کتاب خدا آمده، از واجبات و سنّتها را پیروی کند، دستوراتی که جز با پیروی آن رستگار نخواهد شد، و جز با نشناختن و ضایع کردن آن جنایتکار نخواهد گردید. به او فرمان می‏دهد که خدا را با دل و دست و زبان یاری کند، زیرا خداوند پیروزی کسی را تضمین کند که او را یاری دهد، و بزرگ دارد و آن کس را که او را بزرگ شمارد. و به او فرمان می‏دهد تا نفس خود را از پیروی آرزوها باز دارد، و به هنگام سرکشی رامش نماید، که: همانا نفس همواره به بدی وامیدارد جز آنکه خدا رحمت آورد» (یوسف 53(«
در این دیدگاه امام علی‏علیه السلام به بزرگترین و لایق‏ترین مدیر کشور اسلامی سفارش می‏کند که اداره صحیح جامعه اسلامی را با تقواگرایی، عبادت، بندگی، خودسازی و توجّه به امدادهای غیبی خداوند سازمان دهد و باور داشته باشد که در اداره جامعه و برخورد با مشکلات تنها نیست و انواع هدایتهای الهی او را یاری خواهند داد.
مدیریت صحیح کارگزاان امام علی‏علیه السلام الگوئی زنده و سمبلی جاودانه برای مدیران جوامع اسلامی است که ارزشهای والای مدیریت اسلامی را تحقّق بخشند و در مرز مادّه و مادّیات در جا نزنند.
حضرت امیرالمؤمنین‏علیه السلام برای مقابله با آفات مدیریت و انواع غرورزدگی، خودمحوری، تندروی‏های شکننده به مالک اشتر نوشت:
وَلَا تَقُولَنَّ: إِنِّی مُؤَمَّرٌ آمُرُ فَأُطَُاعُ، فَإِنَّ ذلِکَ إِدْغَالٌ فِی الْقَلْبِ، وَمَنْهَکَةٌ لِلدِّینِ، وَتَقَرُّبٌ مِنَ الْغِیَرِ. وَإِذَا أَحْدَثَ لَکَ مَا أَنْتَ فِیهِ مِنْ سُلْطَانِکَ أُبُّهَةً أَوْ مَخِیلَةً، فَانْظُرْ إِلَی عِظَمِ مُلْکِ اللَّهِ فَوْقَکَ، وَقُدْرَتِهِ مِنْکَ عَلَی مَا لَا تَقْدِرُ عَلَیْهِ مِنْ نَفْسِکَ، فَإِنَّ ذلِکَ یُطَامِنُ إِلَیْکَ مِنْ طِمَاحِکَ، وَیَکُفُّ عَنْکَ مِنْ غَرْبِکَ، وَیَفِی‏ءُ إِلَیْکَ بِمَا عَزَبَ عَنْکَ مِنْ عَقْلِکَ!
به مردم نگو، به من فرمان دادند و من نیز فرمان می‏دهم، باید اطاعت شود، چه این‏گونه خود بزرگ بینی دل را فاسد، و دین را پژمرده، و موجب زوال نعمت‏هاست. و اگر با مقام و قدرتی که داری، دچار تکبر یا خود بزرگ‏بینی شدی به بزرگی حکومت پروردگار که برتر از تو است بنگر، که تو را از آن سرکشی نجات می‏دهد و تند روی تو را فرو می‏نشاند، و عقل و اندیشه‏ات را به جایگاه اصلی باز می‏گرداند یعنی در محدوده پُست و مقام، برای مقابله با انواع زشتی‏ها و آفات ارزش‏ها، باید با توجّه به قدرت لا یزالِ الهی، و مدیریت عمومی و جاودانه حضرت حق بر کلّ نظام هستی پیش رفت.
اگر یک مدیر آگاه، همه عالم را مَحضر حق بداند و خدا را در رأس همه مدیریت‏ها ناظر بر کار مدیران بشناسد، می‏تواند به خوبی بدرخشد و مدیریت‏ها را هدف و در مدیران عشق و شور ایجاد کند.
در این قسمت توجّه به برخی از صفات مدیران در نهج‏البلاغه ضروری است:

اخلاق پسندیده مدیران اسلامی

خدامحوری و تقوا گرایی
(در دستوالعمل امام به مالک اشتر تذکّر داده شد.)

رعایت عدل و انصاف
یکی از اصول مدیریت اسلامی رعایت عدالت اجتماعی است که یک مدیر اسلامی باید عدالت را در همه جا رعایت کند، امام علی‏علیه السلام به مالک اشتر نوشت: أَنْصِفِ اللَّهَ وَأَنْصِفِ النَّاسَ مِنْ نَفْسِکَ، وَمِنْ خَاصَّةِ أَهْلِکَ، وَمَنْ لَکَ فِیهِ هَوًی مِنْ رَعِیَّتِکَ، فَإِنَّکَ إِلَّا تَفْعَلْ تَظْلِمْ! وَمَنْ ظَلَمَ عِبَادَ اللَّهِ کَانَ اللَّهُ خَصْمَهُ دُونَ عِبَادِهِ، وَمَنْ خَاصَمَهُ اللَّهُ أَدْحَضَ حُجَّتَهُ، وَکَانَ لِلَّهِ حَرْباً حَتَّی یَنْزِعَ أَوْ یَتُوبَ. وَلَیْسَ شَیْ‏ءٌ أَدْعَی إِلَی تَغْیِیرِ نِعْمَةِ اللَّهِ وَتَعْجِیلِ نِقْمَتِهِ مِنْ إِقَامَةٍ عَلَی ظُلْمٍ، فَإِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ دَعْوَةَ الْمُضْطَهَدِینَ، وَهُوَ لِلظَّالِمِینَ بِالْمِرْصَادِ.
با خدا و با مردم، و با خویشاوندان نزدیک، و با افرادی از رعیّت خود که آنان را دوست داری، انصاف را رعایت کن، که اگر چنین نکنی ستم‏روا داشتی، و کسی که به بندگان خدا ستم روا دارد خدا به‏جای بندگانش دشمن او خواهد بود، و آن را که خدا دشمن شود، دلیل او را نپذیرد، که با خدا سرجنگ دارد، تا آنگاه که باز گردد، یا توبه کند، و چیزی چون ستمکاری نعمت خدا را دگرگون نمی‏کند، و کیفر او را نزدیک نمی‏سازد، که خدا دعای ستمدیدگان را می‏شنود و در کمین ستمکاران است.»

مردم گرایی(توجه به جلب رضایت مردم)                                                              مدیریت تیلوریسم که موفّق نبود و بسیاری از شورش‏های کارگری را پدید آورد، در همین اصل مشکل داشت، زیرا به کارگران به چشم ابزار می‏نگریست و منافع عموم مطرح نبود. وقتی حکومتی «مردمی» نباشد، و برای مردم کار نکند، و مردم را ابزار تولید یا دیگر منافع خود به حساب آورد دوام نمی‏آورد. حضرت امیرالمؤمنین‏علیه السلامددستوالعمل استاندار بصره عبداللَّه بن عبّاس نوشت: سَعِ النَّاسَ بِوَجْهِکَ وَمَجْلِسِکَ وَحُکْمِکَ، وَإِیَّاکَ وَالْغَضَبَ فَإِنَّهُ طَیْرَةٌ مِنَ الشَّیْطَانِ. وَاعْلَمْ أَنَّ مَا قَرَّبَکَ مِنَ اللَّهِ یُبَاعِدُکَ مِنَ النَّارِ، وَمَا بَاعَدَکَ مِنَ اللَّهِ یُقَرِّبُکَ مِنَ النَّارِ.
با مردم، به هنگام دیدار، و در مجالس رسمی، و در مقام داوری، گشاده‏رو باش، و از خشم بپرهیز، که سبک مغزی به تحریک شیطان است، و بدان! آنچه تو را به خدا نزدیک می‏سازد، از آتش جهنّم دور می‏کند، و آنچه تو را از خدا دور می‏سازد، به آتش جهنّم نزدیک می‏کند.»