یادم هست یکبار در جمع خانواده مطرح کرد که یکی از اعضای خانواده باید شهید شود و آن یک نفر من هستم.علاقه زیادی به شهادت داشت و در این راه تلاش فراوانی کرد.همیشه با روحیه بالا عازم جبهه بود و سفارش اعضای خانواده و مادرش را خیلی به من میکرد.

مهدی طبری همرزم شهید محمدپور که خود از آزدگان هشت سال دفاع مقدس است در گفتگو با خبرنگار مشهدسر میگوید:با محمدتقی در دوران دبیرستان آشنا شدم.فردی با روحیات اخلاقی بسیار خوب بود و جاذبه داشت.حدود ۱۰ تا ۱۵ نفر در بابلسر بودند که در خط اول مبارزات انقلابی بودند و مردم نیز پشت سرشان حرکت میکردند که یکی از آنها شهید محمدتقی محمدپور بود.

IMG12

در اوایل انقلاب جهت دفاع از اسلام به همراه چند نفر به گنبد رفتند و در درگیری با منافقین حدود یک ماه اسیر شد.در جبهه علی رغم اینکه به ایشان مسئولیت پیشنهاد میکردند، قبول نمیکرد و علاقه ای به اینجور چیزها نداشت.

خاطره ای که از لحظه شهادت ایشان دارم این است:”در منطقه ای به نام کارخانه نمک تقریبا تا ساعت ۲ شب به نگهبانی مشغول بودیم و بعد به خواب رفتیم.ساعت حدود ۴صبح بود که مارا بیدار کردند و خبر حمله عراقی ها را دادند.ما با هم دفاع از یک منطقه را به عهده گرفتیم که ساعت حدود ۹ صبح بود که به محاصره کامل عراقی ها درآمدیم.دشمن به خاکریزهای ما حمله کرد و اینجا بود که تیر به سر ایشان اصابت کرد و به فیض شهادت نایل شد.”