از شهریور سال 1320 ه.ش دوران بیماری و انزوای این شاعر دلسوخته و شیفته اهل بیت علیه السلام آغاز گردید و این دوران، تحول روحی بزرگی در روحیه اش بوجود آورد و از مطامع دنیوی گذشته و تنها فکر و ذکرش عبادت و قرائت قرآن بود، در این دوران اغلب این جمله را تکرار می کرد که: مرد خدا و مؤمن حقیقی باید امتحان بدهد و امتحان من بسیار سخت است.

در اوائل سال 1331 ه.ش هیاجانات روحی شهریار تخفیف یافت و او می گفت : امتحان من تمام شده است و علم قرآن را یافته ام، بعد از این دوران منظومه شیرین و دلنشین حیدر بابا آمد و قطعه عاطفی و هیجان آور وای مادرم را سرود؛ شهریار تبریزی بعد از عمری تلاش در 26 شهریور سال 1367 ه.ش در تهران دار فانی را وداع گفت و در زادگاه خود در شهر تبریز، در مقبرة الشعراء به خاک سپرده شد.

در میا ن اشعار شهریار شعرهای علی و شب، علی انسان کامل، بال ولایت، علی ای همای رحمت و مهر و ماه ولایت از جمله این موارد است.

شهریار شعرت را بخوان: مرحوم آیت الله مرعشی نجفی، در مورد شهریار اینگونه بیان نموده است: شبی توسل پیدا کردم تا یکی از اولیاء خدا را در خواب ببینم. آن شب در خواب دیدم در زاویه مسجد کوفه نشسته ام و امیرالمؤمنان علی علیه السلام در آنجا حضور دارند، حضرت فرمودند: شاعران اهل بیت را بیاورید، چند تن از شعرای عرب را آوردند، فرمودند شعرای فارسی زبان را بیاورید، آنگاه محتشم و چند تن از شعرای فارسی زبان را آوردند؛ فرمود: شهریار را بیاورید. شهریار آمد، حضرت خطاب به شهریار فرمود: شعرت را بخوان، شهریار این غزل را خواند: ( علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را که به ماسوا فکندی همه سایه ی هما را...) آیة الله مرعشی در ادامه رؤیای صادقه اش فرمود وقتی شعر شهریار تمام شد، از خواب بیدار شدم چون من شهریار را ندیده بودم ، فردای آن روز پرسیدم که شهریار شاعر کیست؟ گفتند: شاعری است که در تبریز زندگی میکند، گفتم: از جانب من او را دعوت کنید که به دیدار من در قم بیاید، چند روز بعد شهریار آمد، دیدم دقیقاً همان کسی است که در خواب نزد حضرت امیر علیه السلام دیده بودمش، از او پرسیدم این شعر علی ای همای رحمت را کی سروده ای؟ شهریار با حالت تعجب از من سؤال کرد که شما از کجا خبر دارید که من این شعر را ساخته ام؟ چون من نه این شعر را به کسی داده ام نه در باره آن با کسی سخن گفته ام

آیة الله مرعشی در جواب شهریار جریان رؤیای صادقه شان را تعریف کردند شهریار فوق العاده منقلب می شود و می گوید: من فلان شب این شعر را ساخته ام و همان طور که قبلاً عرض کردم جریان سرودن این شعر را برای کسی شرح ندادم، آیت الله نجفی فرمود: وقتی شهریار، تاریخ و ساعت سرودن شعر را گفت، معلوم شد مقارن با ساعتی است که شهریار آخرین مصرع خود را تمام کرده بود من آن خواب را دیدم . ایشان چندین بار به دنبال نقل این خواب فرمودند : ( یقیناً در سرودن این غزل، به شهریار الهام شده که توانسته است چنین غزلی را با مضامین عالی بسراید، البته خودش هم از فرزندان فاطمه زهرا سلام الله است.