علم حضرت زهرا سلام الله
پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: يا على! تو هنگامى كه در نزد من
بودى جواب اين سؤال را ندانستى. على عليهالسلام مىگويد؛ جواب دادم: «من از
فاطمه عليهاالسلام ياد گرفتم.» رسول خدا با تعجب فراوان از آگاهى فاطمه
عليهاالسلام فرمودند: فاطمه عليهاالسلام پارهى تن من است.
اين حديث به صراحت اعلان مىدارد كه علم و آگاهى فاطمه عليهاالسلام از تمام
اصحاب پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بيشتر بود، حتى اميرالمؤمنين على
عليهالسلام نيز با آن همه توانايى علمى هرچند در مسأله بالخصوص، در برابر علم
فاطمه عليهاالسلام زانو زده و از او جواب اين پرسش را آموخته است، تا جايى كه
اين مهم، باعث تعجب پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله نيز گرديده است.
اگر چه ما معتقديم كه اميرالمؤمنين در تمام زمينهها بر تمام انسانها، جز
پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله، برترى دارند. (در اين مورد به كتاب آفتاب
ولايت به قلم نگارنده مراجعه فرماييد).
شبيه اين موضوع حديث ديگرى است از اميرالمؤمنين كه مىفرمايند:
رسول خدا از اصحابش سؤال كردند: «زن چيست؟» گفتند: «عورت است،» سؤال دوم را
مطرح كردند كه: «زن چه زمانى به خدا نزديكتر مىگردد؟» كسى جواب آن را نداشت.
اما چون فاطمه عليهاالسلام اين سؤال را شنيد، بىدرنگ فرمود: «آن هنگامى است كه
زن در داخل خانهاش بنشيند.» پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله چون اين جواب را
شنيدند فرمودند: «فاطمه پارهى تن من است.(2)
توانايى علمى فاطمه زهرا (س)
قال رسولاللَّه (ص): ان اللَّه جعل علياً و زوجته و ابناءه حجج على خلقه و هم
ابواب العلم فى امتى من اهتدى بهم هدى الى صراط مستقيم. (1)
پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: خداوند متعال على و همسر و فرزندانش را
حجت مردم قرار داده و آنان درهاى علم و آگاهى در ميان امت من هستند، هركس به آنان
تمسك نمايد، به راه راست هدايت يافته است.
در اين حديث فاطمهى زهرا عليهاالسلام مانند اميرالمؤمنين عليهالسلام و ساير حضرات معصومين دروازهى علم و عامل هدايت مردم شناخته شدهاند. بنابراين آن حضرت علاوه بر اينكه حجت خدا در ميان امت اسلامى بوده، نقش آموزشى و پرورشيش نيز از اين حديث استفاده مىگردد. (من اهتدى بهم).
قال النبى لها: اى شىءٍ خير للمرأة؟ قالت: ان لاترى رجلاً و لايراها رجلٌ،
فضمها اليه و قال: ذرية بعضها من بعضٍ. (2)
پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله به فاطمه عليهاالسلام گفتند: براى زن چه چيز
خوب است؟ آن حضرت فرمودند: زن مردى را نبيند و مرد نيز زن را نبيند، رسول گرامى
اسلام چون اين جواب صحيح را شنيد، دخترش را در آغوش گرفته و فرمود: ذريهاى است
كه بعضى از بعض ديگر بهتر.
اين حديث نيز علم و آگاهى فاطمه عليهاالسلام را در بر دارد، كه باعث تعجب و
تحسين رسول خدا قرار گرفته است.
عن ابىعبداللَّه عليهالسلام: ان فاطمة عليهاالسلام مكثت بعد رسولاللَّه (ص) خمسة و سبعين يوماً، و كان دخلها حزن شديد على ابيها، و كان يأتيها جبرئيل فيحسن عزاها على ابيها و يطيب نفسها و يخبرها عن ابيها و مكانه، و يخبرها بما يكون بعدها فى ذريتها و كان علىٌّ يكتب ذلك. (3)
حضرت امام صادق عليهالسلام مىفرمايند: مادرم فاطمه عليهاالسلام پس از رحلت پدرش هفتاد و پنج روز زندگى كردند، ولى در اين ايام بسيار محزون بود و در فراق پدر مىسوخت. در طول اين مدت جبرئيل به حضور زهرا مىرسيد، و او را در عزاى پدر تسليت مىگفت، و دلش را از غصهها آرام مىساخت و از جايگاه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و اخبار او آگاهش مىكرد، حتى اخبار آينده را در مورد فرزندانش به اطلاع او مىرسانيد و اميرالمؤمنين على عليهالسلام نيز آنها را مىنوشت.
فاطمه زهرا(س) در ميدان تعليم
زنى به خدمت فاطمهى زهرا عليهاالسلام شرفياب گشت و سؤالى را مطرح ساخت و جواب آن
را از حضرت شنيد، سپس اجازه خواست و پرسش دوم را سؤال كرد، حضرت جواب آن را نيز
داد، به همين صورت ده مسأله از بانوى عزيز اسلام آموخت ولى ديگر احساس شرمندگى كرد
و بيش از آن نخواست حضرت فاطمه عليهاالسلام را مزاحمت نمايد، از اين جهت اجازه
خواست رفع زحمت نموده و خانه فاطمه عليهاالسلام را ترك گويد.
حضرت احساس كرد؛ او از كثرت پرسشهاى خويش شرمگين گرديده و به اين جهت مىخواهد خانه
و حضور آن حضرت را ترك كند، لذا فرمودند: شما خجالت نكشيد، من در برابر هر مسألهاى
كه به تو آموزش مىدهم پاداش دارم، پاداشى خيلى مهم و آن اينكه: «تعليم دادن يك
مسأله ارزش و ثوابش بيش از آن است. كه مابين زمين تا عرش خدا را از جواهرات ارزشمند
پر نمايند.»
اى زن! اگر كسى به كارگرى مشغول گردد و بار سنگينى را به دوش گرفته و به پشت بام
حمل كند و در برابر آن صد هزار دينار طلا مزد بگيرد، آيا در اين فرض، كارگر احساس
خستگى مىنمايد؟! زن جواب داد: نه. فاطمه عليهاالسلام فرمودند: من نيز در برابر
آموزشهايى كه انجام مىدهم چنين احساسى دارم، زيرا پاداش من به مراتب بيشتر است.
(1)
اين حديث كه از تفسير امام حسن عسكرى عليهالسلام نقل شده، مىرساند كه زنان امت
اسلامى مشكلات و سؤالات خويش را به حضرت فاطمه عليهاالسلام مراجعه مىكرده و پاسخ
لازم را مىگرفتند.
حتى احاديث زيادى داريم كه علاوه بر زنان، مردها نيز به طور مستقيم و يا از طريق
همسرانشان از آن حضرت سؤالاتى نموده و احكام الهى را ياد مىگرفتند.
علم و آگاهى فضه خادمه به واسطه تربيتها و آموزشهاى حضرت زهرا (س)
توجه خوانندگان عزيز را به خادم اهلبيت، حضرت فضه كه سالها از محضر
فاطمهى عليهاالسلام كسب فيض كرد جلب مىكنم:
فضه زنى بود فقيه و دانا، كه
عمر بن خطاب در حق او گفت: شَعْرَةٌ مِنْ آلِ اَبىطالِبٍ اَفْقَهُ مِنْ
عَدِىٍّ.(1)
يك رشته موى آل ابىطالب فقيهتر و داناتر از تمام قبيله عدى
است.
لازم به توضيح است كه خليفه در مقام قضاوت بين فضّه و شوهر او (سليك غطفان)
اين جمله را گفت كه شوهر، از عدم موافقت فضّه در زوجيّت و مباشرت، شكوه داشت،
در حالى كه فضّه در مقام استبراء و كشف حال دوران عادت ماهانه بود....(2)
مرحوم علامه مجلسى- رضواناللَّهعليه- در مورد فضّه داستانى را نقل كرده، كه
علم و آگاهيش را- كه قطرهاى از علوم فاطمهى زهرا مىباشد- ترسيم مىنمايد:
روزى يكى از زائران بيت خدا از قافله عقب ماند و در اين گيرودار متوجه زنى شد
كه او نيز راه گم كرده و نمىدانست كجا رود. مرد پرسيد: «تو كيستى؟» (من انت؟)
زن با خواندن آيهى هشتاد و نه سورهى زخرف به او تفهيم كرد كه چرا سلام نكردى؟
(3)
مرد: سلام عليك
زن: و عليكالسّلام
مرد: در اين صحرا چه مىكنى؟
«ما تصنعين ههنا؟»
زن: خدا هركسى را هدايت كند گمراه نمىشود. «و من يهدالله فماله من مضل».
(4)
(او با خواندن اين آيه مرد را متوجه كرد كه گم شده است.)
مرد: تو از جن
هستى يا از جنس بشر؟
زن: اى بنىآدم! خود را مزين سازيد. «يا بنىآدم خذوا زينتكم (5) يعنى من
از جنس بشر هستم.»
مرد: از كجا مىآيى؟
زن: از راه دور «ينادون من مكان
بعيد؛(6) يعنى از مدينه مىآيم.»
مرد: كجا مىروى؟
زن: براى افراد واجد شرائط واجب است به حج روند.
«ولله على الناس حج البيت من استطاع اليه سبيلا.(7) (كنايه از اينكه عازم حج
هستم.)
مرد: كى از خانه خارج شدهاى.
زن: ما زمين و آسمان را در شش روز آفريدهايم. «و لقد خلقنا السموات والارض
و ما بينهما فى ستة ايّام (8) يعنى شش روز است كه از مدينه خارج گشتهام.»
مرد: آيا ميل طعام داريد؟
زن: ما آنان را جسد و بىروح خلق نكردهايم كه نيازى به خوردن نداشته
باشند. «و ما جعلناهم جسدا لايأكلون الطعام (9) با اين تعبير و خواندن آيه
مىرساند كه نياز به غذا و خوردن دارد.» مرد به او غذا داد و سپس گفت: كمى با
شتاب حركت كن.
زن: خداوند هركسى را به اندازه قدرتش مكلف ساخته. «لايكلف
اللَّه نفساً إلا وسعها (10) يعنى بيش از اين توانايى ندارم.»
مرد: پس بيا
تو را نيز به مركب خود سوار كنم.
زن: اگر در عالم دو خلق وجود داشت باعث فساد مىشد. «لو كان فيهما آلهة الا
اللَّه لفسدتا (11) آرى سوار شدن زن و مرد به يك مركب خطرناك است.»
مرد از
مركب خود پايين آمده و زن را بر آن سوار كرد. در اين هنگام زن اين آيه را
خواند: «سبحان الذى سخّر لنا هذا (12) منزه است آن خدايى كه اين را براى ما
مسخر كرد...» مرد مىگويد: بدين طريق خود را به قافله رسانديم، من از زن
پرسيدم: آيا در ميان كاروان كسى را دارى؟
او با خواندن آيهى 26 سورهى ص،
144 آلعمران، 12 مريم و 11 طه، كه به ترتيب، نامهاى مبارك حضرت داوود، حضرت
محمد صلى اللَّه عليه و آله، حضرت يحيى و حضرت موسى عليهمالسلام است مرا متوجه
چهار پسر خود كرد كه اين نامها را داشتند.
من با صداى بلند كاروان را مخاطب
قرار داده و نام اين افراد را خواندم، ناگاه ديدم چهار نفر جوان به نزد من
آمدند، از زن پرسيدم آنان كيستند؟ او با خواندن آيهى 46 سورهى كهف به من
فهماند كه آنان پسرانم هستند.
آن جوانان به خدمت آن زن رسيدند. جوانان
فوقالعاده محبت مىكردند، زن از آنان با خواندن آيهى بيست و شش سورهى قصص
خواست كه به من نيكى كنند. جوانان نيز هدايا و اشيايى به عنوان تشكّر به من
دادند...
من از آنان پرسيدم: اين زن كيست؟
آنان گفتند: اين مادر ما
(فضّه)- خادمهى فاطمهى زهرا عليهاالسلام- است، كه بيست سال تمام سخنان خويش
را با خواندن قرآن مىرساند.
حالا شما خوانندگان عزيز توجه فرماييد كه اگر
فضه- خادمه زهرا- چنين باشد، معلم و مربى او كه تمام فضائل اخلاقى و كمالات
انسانى و علوم سرشار خويش را از منبع فيض بىمنتهاى الهى كسب كرده و در دامن پر
مهر نبوت و رسالت تربيت شده و شايستگى همسرى ولايت و مادرى امامت گرديده است
چگونه بوده است؟!
فاطمه زهرا در صحنه آموزش
دختر گرامى رسول خدا در مسائل علمى نيز مانند ساير ويژگيهاى اخلاقى و انسانى، از امتيازات بسيار بالايى برخوردار بود.
زيرا آن حضرت ارتباط قوى به عالم غيب داشت و مستقيماً با جبرئيل امين و ساير ملائك به گفتگو مىپرداخت و اخبار گذشته و آينده جهان را از آنان دريافت مىداشت.
فاطمهى زهرا عليهاالسلام در ميان امت اسلامى تنها زنى است كه داراى مقام
ارجدار عصمت مىباشد.
و بدين وسيله علوم و آگاهيش به عالم غيب، كه از علوم الهى سرچشمه مىگيرد، بستگى دارد و پايان و حدودى بر آن متصور نيست و تمام مسائل جهان را در كليهى دورانها مىدانست و آنها را مو به مو خبر مىداد.
اگر چه بال و پر ناتوانمان دادند