عصمت حضرت زهرا(س)
نگارنده عقيده دارد كه خانه و زندگى مشترك خانوادگى، بهترين محك براى سنجش اخلاق و رفتار و ايمان و تقوا و عدالت و... هر كس محسوب مىگردد و حضرت فاطمه عليهاالسلام در كنار پدر و خانهى پدرى امتحان خوبى داده و مدال «فداها ابوها». «ام ابيها» و دهها مدال ديگر از دست پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله دريافت داشته است و هم در خانه شوهر تا آنجا پيش رفته، كه اميرالمؤمنين مىفرمايند: فاطمه عليهاالسلام كوچكترين عملى كه باعث خشم من گردد انجام نداد، او مرا نافرمانى نكرد و با اخلاق و رفتارش غمها و غصههاى ديگر مرا برطرف ساخت.
شهادت قرآن بر عصمت فاطمه(س)
پروردگار عالم در قرآن مجيد (سورهى احزاب،
آيهى سى و سه) مىفرمايند:
انما يريداللَّه ليذهب
عنكم الرجس اهلالبيت و يطهركم تطهيرا.
خداوند فقط مىخواهد پليدى و گناه را از شما
اهلبيت دور كند و كاملا شما را پاك گرداند.
اين آيه گواهى مىدهد كه اهلبيت معصوم و
بىلغزش هستند و هيچ گناهى نمىكنند. («الرجس»
در آيه شامل همهى گناهان و لغزشها مىگردد،
كه اهلبيت از آنها دورند.)
مراد از اهلبيت كيست؟ جواب و بحث و بررسى آن
در فصل اول اين كتاب گذشت و طبق احاديث معتبر
اهل سنت و اظهارات و اعترافات همسران پيامبر
صلى اللَّه عليه و آله، ثابت گرديد كه مراد از
آن پنج تن آلعبا مىباشند، كه فاطمهى زهرا
عليهاالسلام يكى از آنهاست، بنابراين، فاطمه
عليهاالسلام طبق گواهى قرآن مجيد معصوم
مىباشد.
استدلال اميرالمؤمنين در عصمت حضرت زهرا(س)
چون خليفهى اول پس از رحلت پيامبر خدا صلى
اللَّه عليه و آله فدك را غصب كرد و حضرت
فاطمهى زهرا با او به محاجه و مناظره پرداخت،
اميرالمؤمنين على عليهالسلام نيز پس از
سخنرانى و خطبه فاطمه عليهاالسلام در مسجد، به
مسجد رفت و از جملهى سخنانش خطاب به ابوبكر
فرمود:
يا ابابكر! بگو ببينم قرآن خواندهاى؟
ابوبكر: بلى خواندهام.
على عليهالسلام: بگو ببينم آيهى تطهير:
«انما يريداللَّه ليذهب عنكم الرجس اهل البيت
و يطهركم تطهيرا، (1)در حق ما نازل شده، يا در
حق ديگران؟
ابوبكر: در حق شما نازل شده.
على عليهالسلام: اگر كسى شهادت دهد كه فاطمه
عليهاالسلام كار بدى انجام داده چه مىكنى؟
آيا شهادت او را مىپذيرى يا نه؟
ابوبكر: بلى، مىپذيرم و براى فاطمه
عليهاالسلام مانند ديگران حد جارى مىكنم.
على عليهالسلام: در اين صورت در پيشگاه خدا
كافر مىشوى.
ابوبكر: چرا؟
على عليهالسلام: زيرا در اين فرض، تو شهادت
خدا را كه به پاكى فاطمه عليهاالسلام گواهى
داده قبول نكرده و گواهى مردم را گرفتهاى،
همان طورى كه شهادت خدا و پيامبر صلى اللَّه
عليه و آله را در اين مورد ناديده گرفته و فدك
را از فاطمه عليهاالسلام به يغما بردهاى؟
ابوبكر! مگر فدك در دست فاطمه عليهاالسلام
نبود؟ چرا و چگونه چيزى كه در دست او است، از
او بينه و شاهد مىخواهى؟
مردم چون اين مناظره و سخنان على و ابوبكر را
مىشنيدند، بر روى يكديگر نگاه كرده و گفتند:
«صدق واللَّه على بن ابىطالب؛ سوگند به خدا
كه حق با على عليهالسلام است. (2)
قابل توجه است، كه اميرالمؤمنين از آيهى
تطهير بر عصمت فاطمه عليهاالسلام استدلال
نموده و مهاجرين و انصار نيز آن را پذيرفته و
مورد تأييد قرار دادهاند.
روايت فريقين و عصمت فاطمه زهرا(س)
عن ابىجعفر (سلاماللهعليه) فى قول الله (عز و جل) «انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا»، قال: نزلت هذه الآيه فى رسولالله و على بن ابىطالب و فاطمه و حسن و حسين (ع) و ذلك فى بيت امسلمه زوج النبى فدعا رسولالله (ص) عليا و فاطمه والحسن والحسين (صلواتاللهعليهم) ثم ألبسهم كساء له خيبريا و دخل معهم فيه، ثم قال: اللهم هولاء اهل بيتى و عدتنى فيهم ما وعدتنى، اللهم اذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا، فقالت و أنا معهم يا رسولالله قال: أبشرى يا امسلمه فانك الى خير (3)
امام باقر (ع) مىفرمايد: آيه تطهير دربارهى رسولالله و على و فاطمه و حسن و حسين (صلواتاللهعليهم) در خانه امسلمه نازل شده است. وقتى اين آيه نازل شد حضرت على و فاطمه و حسن و حسين (سلاماللهعليهم) را زير كساى خيبرى جمع كرد و فرمود: خدايا اينها اهلبيت من هستند كه در مورد آنان وعدهها دادهاى خدايا رجس و پليدى را از آنان دور كن و آنان را پاك و منزه گردان.
برترى فاطمه زهرا(س) بر پيامبران پيشين دلالت بر عصمت ايشان
شكى نيست كه رسول خدا صلى اللَّه
عليه و آله، در ميان تمام مخلوقات عالم،
برترين آنان است و اگر نور پاك او نبود و وى
قدم به هستى نمىگذاشت، بدون ترديد، خداوند
متعال دگران را خلق نمىكرد. (1)
و از سوى ديگر در احاديثى كه از طريق عامه و
خاصه نقل شده، پنج تن آلعبا، همگى نور واحد و
در پيشگاه الهى به يك ميزان خواهند بود، (2)
هر چند برترى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بر
ديگران مسلم است.
و در حديثى رسول خدا مىفرمايند: «من برترين
انسان جهان براى اولين و آخرين هستم و بعد از
من على عليهالسلام برترين مخلوقات جهان است،
بدانيد كه اول ما مثل آخر ما و آخر ما مثل اول
ما مىباشد. (3)
و از سوى سوم از خود پيامبر خدا مىخوانيم كه
مىفرمايند:
«حسن و حسين بهترين انسان روى زمين بعد از من
و پدرشان مىباشند و مادرشان بهترين زن عالم
است.» (4)
و در ساير سخنان پربار اهلبيت مىخوانيم كه
خداوند انبيا را بر ديگران تفضيل داده و آنان
را نيز در مراتب كمال و فضيلت يكسان نيافريده،
بلكه چند نفر آنان كه به اولوالعزم معروفند،
بر ساير سفيران آسمانى مقدم داشته و اهلبيت
عصمت و طهارت عليهمالسلام را نيز بر اين
(انبيا اولوالعزم) برترى داده است. (5)
و بالاخره در يك روايتى از امام صادق
عليهالسلام آمده است: تمام پيامبران گذشته
براى معرفت حقوق و ولايت ما مبعوث شدهاند و
موظف بودهاند ما را بر ديگران مقدم
بدانند.(6)
اگر به دقت و بدون ذهنيت اين احاديث را مورد
نظر قرار دهيم به اين نتيجه خواهيم رسيد كه
انبياى الهى همگى معصوم بودند و اينكه على،
فاطمه، حسن و حسين عليهمالسلام، بعد از
پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله، از همهى
آنان برترند، بدون ترديد در تمام فضائل و از
جملهى در عصمت بر همهى آنان تفوق دارند.
(دقت فرماييد.)
از طرف ديگر در فصل ششم اين كتاب روايات
متعددى را از طريق اهل سنت و تشيع ملاحظه
فرموديد كه اگر على نبود، براى فاطمه
عليهاالسلام كفو و همتايى پيدا نمىشد، خواه
آدم و انسانهاى ديگر.
علما و دانشمندان بزرگ و محققين عاليقدر از
اين حديثها نيز، تفوق و برترى على و فاطمه
عليهمالسلام را بر همهى انسانها جز رسول خدا
استفاده كردهاند. در اين صورت براى فاطمهى
زهرا عليهاالسلام فوق عصمت ثابت مىشود، زيرا
به استناد اين حديثها، فاطمه عليهاالسلام
برابر على است و چگونه مفروض است كه انسان
عاقل، در دو تساوى يكى را بر ديگرى مقدم
بدارد؟
گواهى ملائكه بر عصمت حضرت فاطمه(س)
از روايات متعددى استفاده مىشود كه جبرئيل و ساير ملائكه آسمانها، بر حضرت فاطمه
عليهاالسلام نازل شده و با وى به مكالمه و مصاحبه پرداخته و در ضمن سخنان خود، در
فضائل و مناقب آن بانوى گرامى، مطالبى مىگفتند كه عصمت آن بزرگوار از آنها ثابت
مىشود؛ اينك به دو مورد اشاره مىكنيم:
قال رسولاللَّه صلى اللَّه عليه و آله: «... ابنتى فاطمه، و انها لسيده نسا
العالمين فقيل: يا رسولاللَّه! اهى سيده نسا عالمها؟ فقال: ذاك لمريم بنت عمران،
فاما ابنتى فاطمه فهى سيده نسا العالمين من الاولين و الاخرين و انها لتقوم فى
محرايها فيسلم عليها سبعون الف ملك من الملائكه المقربين و ينادونها بمانادت به
الملائكه مريم فيقولون يا فاطمه! ان اللَّه اصطفيك و طهرك و اصطفيك على نسا
العالمين. (6)
پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: دخترم فاطمه سرور زنان عالميان است. از
او سئوال شد يا رسولاللَّه! سرور زنان زمان خودش؟ فرمودند: اين امتياز محدود،
مربوط به حضرت مريم است، ولى دخترم فاطمه برترين زن عالميان از اولين و آخرين است.
او هنگامى كه در محراب عبادتش قرار مىگيرد، هفتاد هزار ملائكه از مقربين درگاه
الهى بر او سلام و درود مىفرستند و او را مخاطب قرار مىدهند، با آن جملهاى كه
مريم را مخاطب قرار داده بودند، و چنين مىگويند: اى فاطمه! خداوند تو را برگزيده و
پاك ساخته و تو را بر تمام زنان عالميان برترى داده است.
و حضرت صادق عليهالسلام مىفرمايند:
انما سميت فاطمه محدثه لان الملائكه كانت تهبط من السما فتناديها كما تنادى مريم
بنت عمران فتقول: يا فاطمه! ان اللَّه اصطفيك و طهرك و اصطفيك على نسا العالمين.
فتحدثهم و يحدثونها فقالت ذات ليله: اليست المفضله على نسا العالمين مريم بنت
عمران؟ فقالوا: ان مريم كانت سيده نسا عالمها و ان اللَّه عزوجل جعلك سيده نسا،
عالمك و عالمها و سيده نسا الاولين و الاخرين. (7)
از اين جهت يكى از نامهاى فاطمه «محدثه» بود، كه ملائكه به حضور او مىآمدند و
مانند مريم با وى سخن مىگفتند، از جمله روزى به او گفتند: اى فاطمه! خداوند تو را
برگزيده و تو را بر زنان ديگر جهان برترى داده، هم سخنان او را گوش مىدادند و هم
به وى سخن مىگفتند.
فاطمه از ملائكه پرسيد: مگر طبق آيهى چهل و دو سورهى آلعمران، مريم برترين زن
جهان نيست؟ ملائكه گفتند: مريم سرور زنان زمان خود بود، ولكن تو سرور زنان معاصر و
اولين و آخرين و حتى سرور زنان عصر مريمى.
اين دو حديث كه به عنوان نمونه انتخاب گرديد، فاطمه عليهاالسلام را سرور زنان
جهان، برگزيدهى خدا، همنشين و همصحبت ملائكه و جبرئيل- كه مقربان درگاه الهى-
بودند، ناميده است. در اين صورت مىتوان به عصمت زهرا عليهاالسلام ترديد كرد؟!
اشكال بر عصمت حضرت زهرا(س) و پاسخ به آن
بعضى گفتهاند: آيهى مذكور دلالت بر عصمت ندارد. زيرا آيات قبل از آن و آيات بعد
از آن، دربارهى زنان رسول اكرم نازل شده و خطابه به آنان متوجه است. و به قرينهى
سياق بايد گفت: آيهى مذكور نيز دربارهى زنان آن حضرت نازل شده و مخاطب در آيه،
آنها هستند.
بنابراين اگر آيه دلالت بر عصمت كند بايد گفت: زنهاى رسولاللَّه نيز از گناه
معصوم بودهاند در صورتى كه اين مطلب را نه كسى گفته و نه مىتوان گفت. از اين
رهگذر است كه بايد بگوييم: آيه اصلا دلالت بر عصمت ندارد. نه در مورد زنهاى آن
حضرت، نه در مورد ساير اهلبيت.
پاسخ:
علامه سيد عبدالحسين شرفالدين اشكال مذكور را نقل كرده و به چند وجه آن را پاسخ
داده است:
اول:
احتمال مذكور اجتهاد است در مقابل نص، زيرا در چندين روايت كه به حد تواتر
مىرسد اين مطلب وارد شده كه آيه مذكور در شأن على و فاطمه و حسن و حسين
(عليهمالسلام) نازل شده و اختصاص به آنان دارد. حتى وقتى امسلمه خواست در زير
جامه داخل شود پيغمبر اكرم (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) جداً او را ممنوع ساخت.
دوم:
اگر آيه دربارهى زنهاى رسول خدا نازل شده بود بايد به صورت خطاب مؤنث ادا
شده باشد و بگويد: (انما يريد اللَّه ليذهب عَنْكُنَّ الرجس اهل البيت و
يُطَهِّرُكُنَّ تطهيرا). نه به صورت جمع مذكر.
سوم:
در بين عربهاى فصيح، مرسوم است كه در بين كلماتشان جملههايى را به عنوان
جملهى معترضه ذكر كنند. بنابراين مانعى ندارد بگوييم: خداوند متعال آيهى مزبور را
در بين آياتى كه در شان زنهاى رسول خدا نازل شده قرار داده تا اهميت موضوع را
برساند و بدين نكته اشاره كند كه چون اهلبيت پيغمبر از گناه معصومند نبايد مورد
تعرض كسى قرار گيرند حتى زنان پيغمبر هم حق تعرض بدانها را ندارند.
چهارم:
در عين حالى كه در قرآن كريم تحريفى واقع نشده و آيات آن كتاب آسمانى هيچ
كم و زياد نشده است اما اين مطلب مسلّم نيست كه آيات و سورههاى قرآن، عينا به همان
ترتيبى كه نازل شده، جمع و تدوين شده باشند. مثلا هيچ بعيد نيست كه آيه مذكور، تنها
دربارهى اهلبيت نازل شده باشد ولى در موقعى كه آيات جمع و تدوين مىشده آن را در
بين زنان پيغمبر گنجانيده باشند. (1)
دليل دوم: رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) به فاطمه فرمود: خدا براى غضب
تو غضب مىكند و براى خشنودى تو خشنود مىشود. (2)
حديث مذكور را سنى و شيعه قبول دارند و در كتابهاى خود نوشتهاند. برطبق اين حديث
هر جا فاطمه (عليهاالسلام) غضب كند خدا نيز غضب مىكند و هرگاه خشنود و راضى شود
خدا نيز راضى و خشنود مىگردد. البته اين مطلب مسلم است كه رضايت و غضب خدا مطابق
واقع و حق است. هرگز به كارهاى زشت و خلاف حق خشنود نمىشود، گرچه ديگرى از آن كار
خشنود شد. هرگز از كارهاى خوب و حق غضبناك نمىشود، گر چه مبغوض ديگران باشد.
لازمهى اين دو مطلب اينست كه فاطمه (عليهاالسلام) از گناه و خطا معصوم باشد، زيرا
اگر معصوم باشد رضايت و غضبش بر طبق موازين شريعت خواهد بود و هيچگاه بر خلاف رضاى
خدا راضى نمىشود و هيچگاه از حق و كارهاى نيك غضبناك نمىشود. در چنين صورتى
مىتوان گفت: اگر فاطمه (عليهاالسلام) غضب كند خدا غضب مىكند و اگر خشنود شود خدا
خشنود مىشود.
اما اگر معصيت و خطا دربارهاش روا باشد نمىتوان به طور كلى گفت: از غضب او خدا
غضب مىكند و از خشنوديش خشنود مىشود. مطلب را با مثالى روشن سازيم:
اگر فرض كنيم كه حضرت فاطمه معصوم نباشد و اشتباه و گناه دربارهاش جايز باشد، در
اين صورت ممكن است بواسطهى اشتباه يا تمايلات نفسانى، برخلاف حق و واقع، چيزى را
از كسى مطالبه كند و كارشان به نزاع و كشمكش منجر شود ولى طرف مقابل تسليم نگردد و
او را مغلوب سازد، در اين صورت ممكن است آن حضرت غضبناك گردد و اظهار عدم رضايت كند
آيا در چنين فرضى مىتوان گفت: چون فاطمه (عليهاالسلام) غضب كرده خدا نيز غضب
مىكند گرچه حق با طرف مقابل بوده است؟ ابداً چنين كار زشتى را نمىتوان به خدا
نسبت داد.
بواسطهى اين روايت نيز مىتوان عصمت زهرا را اثبات نمود.
رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: فاطمه (عليهاالسلام) پارهى تن
من است، هركس او را خشمناك كند مرا خشمناك خواهد كرد. (3)
اين حديث نيز در كتابهاى سنى و شيعه موجود است و همهى مسلمانان حتى عمر و ابوبكر
به صحت آن اعتراف دارند. با بيان فوق، اين حديث نيز بر عصمت حضرت زهرا دلالت دارد،
زيرا پيغمبر اكرم از گناه و خطا و تمايلات نفسانى معصوم است. بر كارى غضب مىكند كه
مبغوض خدا باشد و به چيزى راضى مىشود كه رضايت خدا در آن باشد. بنابراين در صورتى
مىتوان گفت: هرگاه فاطمه غضب كند پيغمبر (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) نيز غضب
مىكند كه معصوم باشد و احتمال گناه و خطا دربارهاش جايز نباشد.
يكى ديگر از شواهد عصمت حضرت زهرا اين حديث است:
امام صادق عليهالسلام در حديثى فرموده: زهرا بدان جهت فاطمه ناميده شده كه شر و
بدى در وجود مباركش راه ندارد. (4)
گواهى رسول خدا بر عصمت فاطمه (س)
رسول گرامى اسلام در احاديث زيادى كه از طريق سنى و شيعه نقل گرديده، فاطمه را
پارهى تن خود معرفى نموده و فرموده است: هركس او را دوست بدارد، مرا دوست داشته و
دشمن او دشمن من و خدا است.
و در حديث ديگرى فرموده است: فاطمه پارهى تن من است، هركس او را اذيت كند، مرا
اذيت نموده و كسى كه او را به خشم آورد من و خدا را به خشم آورده است.
و بالاخره در گروهى از احاديث، آن هم در منابع معتبر اهل سنت مىخوانيم كه خشم خدا
فاطمه و رضايت الهى به رضاى او بستگى دارد.
باز هم دهها حديث- به همين مضمون- در كتب حديث طريقين يافت مىشود و ما نيز در فصل
26 (كيفر ستمگران و دشمنان زهرا عليهاالسلام) بخشى از احاديث را با ذكر منبع و مرجع
آنها آورديم...
آنچه از اين گونه احاديث در رابطه با عصمت زهرا استفاده مىكنيم اينكه؛ اگر فاطمه
عليهاالسلام معصوم نبود، چگونه پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله به طور مطلق خشم
او را خشم خدا و رضاى او را رضاى الهى معرفى مىكند؟! مگر مىتوان رضا و خشم اشخاص
غير معصوم را با رضا و خشم خدا مرتبط دانست؟!
ابن ابىالحديد پس از اعتراف بر اينكه فاطمه عليهاالسلام از جمله افرادى است كه
آيهى تطهير بر عصمت او دلالت دارد در اين باره مىنويسد:
قوله عليهالسلام: فاطمه بضعه منى، من آذاها فقد آذانى، و من آذانى فقد آذى اللَّه
عز و جل يدل على عصمتها، لانها، لوكانت ممن تقارف الذنوب لم يكن من يوذيها موذيا له
على كل حال... (5)
سخن پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله در مورد فاطمه عليهاالسلام كه مىفرمايند:
هركس او را اذيت كند، مرا اذيت كرده و كسى كه مرا آزار دهد خدا را آزار داده است؛
دليل بر معصوم بودن فاطمه عليهاالسلام است، زيرا؛ اگر فاطمه عليهاالسلام غير معصوم
بود، اذيت او در تمام حالات، اذيت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله محسوب نمىشد...
پس نتيجه مىگيريم سخنان پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله، بالاتر از عصمت فاطمه
عليهاالسلام را مىرساند، كه دانشمندان سنى و شيعه به آن اعتراف دارند و شعراى
اسلامى نيز با اشعار خويش قول خدا و پيامبر صلى اللَّه عليه و آله را در اين باره
به نظم آوردهاند:
و ان مريم احصنت فرجها - و جات بعيسى كبدر الدجى
فقد احصنت فاطم بعدها - و جات بسبطى نبى الهدى (6)
مريم با پاكدامنى و عصمت خويش عيسى را به دنيا آورد كه مثل ماه درخشنده و نورانى
بود. و زهرا نيز بعد از او پاك زيست و با مصونيت تمام دو نور ديدهى پيامبر خدا صلى
اللَّه عليه و آله را تحويل داد و چون از امام صادق عليهالسلام پرسيدند: چه كسى
فاطمه عليهاالسلام را غسل داد؟
آن حضرت با استناد به معصوم بودن فاطمه عليهاالسلام
فرمودند:
غسلها اميرالمؤمنين لانها كانت صديقه، و لم يكن ليغسلها الا صديق(7)
اميرالمؤمنين على عليهالسلام او را غسل داد، زيرا فاطمه عليهاالسلام معصوم بود و
معصوم را جز معصوم نمىتواند غسل دهد.
چون سائل از اين جواب تعجب كرد، حضرت فرمودند: در مورد مريم نيز قضيه همين طور
بود، او را كسى غسل نداد مگر حضرت عيسى.
ما در پايان اين فصل از مجموع سخنان و احاديث اهلبيت و آيه شريفه تطهير و احتجاج
اميرالمؤمنين و اعتراف دانشمند بزرگ اهل سنت و... نتيجه مىگيريم كه فاطمه
عليهاالسلام مثل ساير حضرات معصومين، معصوم بود. و فضيلت او بر تمام پيامبران و
ائمهى اطهار- جز پدرش رسول خدا و شوهرش اميرالمؤمنين- ثابت است.
اگر چه بال و پر ناتوانمان دادند