
شور یا شعور
محرم بانگ رسای همه انسانهاست و ذات عاشورا نماز است و عدالت، نه فقط عزاداری و مصیبت. بنابراین اگر کسی عاشورا را با همه ابعاد آن بشناسد، اصل مصیبت را فراموش می کند و برای عاشورای حسینی به سوگ می نشیند و گوش دل باز می کند تا بشنود از حرف های زخم داری که تیغ تیزش روح را می تراشد و صیقل می دهد تا تندیسی بسازد از آدمیت. پس ابزاری نیاز است از منبر و مداحی تا شور و شعور که انسان را آسمانی کند از زمینی که قفسی شده و مانع از اوج گرفتن. منبر و مداحی از دیرباز کارکرد رسانه ای را ایفا می کند تا به وسیله آن نام و یاد ائمه اطهار و مصائب وارده بر آنان را زنده نگه دارد. مناسک و مراسمی که مداحان بر پا می کنند با ایجاد شور و حرارت در میان جوانان به برانگیختن انگیزه آنها پرداخته و تلاش می کنند اینگونه به بازخوانی و ذکر وقایع عاشورا و دیگر مصیبت ها بپردازند. اما در این میان و با تقویت جایگاه مداحان نقش منبرها کمرنگ شده تا جایی که برخی، این موضوع را کمرنگ شدن جایگاه منبر و موضوعات آن در میان نسل جوان می دانند.
اما شور مداحی و شعور منبر همچنین جایگاه عقل و احساس در این میان موضوعی نیست که بتوان به سادگی از کنارش گذشت بلکه قدر و منزلت این دو رسانه تا جایی انکار ناپذیر است که منبر را می توان منبع عقل و مداحی را محرک احساس دانست. به همین منظور برآن شدیم بیشتر نسبت به کارکرد این دو پرداخته و با بررسی مفصل تر به آسیب شناسی مجالس عزاداری از زبان منبری ها و اهل فن همچنین مردمی بپردازیم که خطاب مجالس هستند.
● آنچه آسیب خوانده می شود
سیدالشهدا (ع) حماسه ای ماندگار در جهان اسلام خلق کرد و اسوه مبارزان و مجاهدان تاریخ است از همین رو منبر محرم باید پیام رسان عبرتهای حماسه ماندگار عاشورا باشد، اما نوع مداحی و عزاداری مشتاقان و شیفتگان سالار شهیدان گاهی دچار آسیب هایی می شود.
در همین زمینه حجت الاسلام والمسلمین تاج لنگرودی کارشناس علوم دینی واستاد دانشگاه و از خطبا و وعاظ با سابقه در گفت و گو با خبرنگار سرویس گزارش کیهان معتقد است: » گاهی اوقات آنچه اسمش را آسیب می گذارند به معنای واقعی آسیب نیست بلکه احساسات پاکی است که در جوانان ما وجود دارد و همین احساسات پاک مسبب جذب آنها به سمت هیات ها و دسته جات عزاداری و سینه زنی می شود. پس قبل از پیشداوری اصل این احساسات را از نظر دینی باید مورد بررسی قرار دهیم.»
وی می گوید:«انسان ها دارای ۲ نیرو هستند که با این دو نیرو زندگی می کنند، یعنی جدا از هم اصلا امکان ندارد و آن عقل و دوم، احساس است. پس ا حساس چیزی نیست که مورد نکوهش واقع شود چه در زنان و چه در مردان. چون مملکت وجودی افراد اقتضا می کند تا هر کس از این دو نیرو در جهت کمال استفاده کند هر مقدار کمال بیشتری کسب کند به خداوند مقرب تر است.»